دکتر فضل: بن لادن و الظواهری باید در دادگاه اسلامی محاکمه شوند

تحلیل توسط کمیل طویل
برای تارنمای الشرفه
2010-02-17



							[خبرهای دیدار/ گتی ایماژ] دکتر فضل، بن لادن و ظواهری را به خاطر رنج های مسمانان در عراق و افعانستان مورد انتقاد قرار داد.

[خبرهای دیدار/ گتی ایماژ] دکتر فضل، بن لادن و ظواهری را به خاطر رنج های مسمانان در عراق و افعانستان مورد انتقاد قرار داد.

روزنامه شرق الاوسط نسخه فشرده کتاب جدید دکتر سید امام عبدل عزیز الشریف که به نام دکتر فضل مشهور می باشد و یکی از تئوریسین های مهم جهادی می باشد را در قالب یک سری مقالات از 25 ژانویه تا 2 فوریه منتشر کرد. کتاب های وی توسط القاعده برای آموزش و تربیت اعضاء در مورد مسائل فقه اسلامی و اصول دین استفاده می شد.

در یکی از کتاب های او با عنوان «آینده نزاع بین طالبان و آمریکا در افغانستان»، دکتر فضل به رهبر القاعده، اسامه بن لادن و نفر دوم سازمان، ایمان الظواهری حمله کرده است. وی هر دوی آنان را متهم کرده است که مسئول تمام کامل «فجایع» ایجاد شده برای مسلمانان عراق و افغانستان می باشند.

کتاب جدید دکتر فضل که از سال 2002 بعد از اینکه مقامات یمنی وی را به مقامات مصری تحویل دادند، در زندان به سر می برد، با سری قبلی کتاب های او که در عرض چند سال گذشته به چاپ رسید همسو می باشد. وی در این کتاب ها که با «رهنمود فعالیت جهاد در مصر و جهان» (2007) شروع شده است، بحث های حقوقی اسلامی را ارائه می کند که عملیات القاعده و وجه «جهادی» آن را تحلیل می کند.

به خاطر تاثیری که این جراح مصری که گروه جهاد اسلامی مصر را قبل از سپردن آن به دکتر الظواهری در سال 1994 رهبری می کرد و به خاطر کتاب هایی چون «راهنمای ضروری آماده شدن (برای جهاد)» و «خلاصه در پی دانش الهی» که هر دو جزء کتاب های راهنمای اصلی القاعده در اردوهای آموزشی هستند، طبیعی است که انتقاد وی از بن لادن و الظواهری باعث بروز حرکتی در میان جهادیان شود و برخی از آنان حملات کینه جویانه ای را بر علیه کسی که پیشتر توسط جهاد اسلامی مصر به عنوان «مفتی جهاد سرتاسر جهان» نامیده می شد، آغاز نمایند. این قبل از زمانی بود که وی موضع خویش را در مقابل کسانی که تحت رهبری جدید توسط همکار و هموطن وی، دکتر الظواهری هدایت می شدند، تغییر دهد.

انتقادهای دکتر فضل از اقداماتی که وی آنان را بد ارائه کردن جهاد—و متعاقبا اسلام— تلقی می کند، هنگامی که وی شخصا با دکتر ظواهری وارد بحث و جدل شد، اعتبار خود را از نقطه نظر قانون اسلامی از دست دادند. دکتر ظواهری یک مقاله در پاسخگویی به کتاب «راهنمای آماده شدن برای جهاد» دکتر فضل با عنوان «تبرئه: نامه تبرئه امت قلم و شمشیر از اتهام غیر منصفانه ضعف و زبونی» نوشته است که در آن از اقدامات القاعده دفاع کرده است.

دکتر فضل با مقاله ای علیه مقاله پاسخگویی وی با عنوان «افشای تبرئه» به این موضوع جواب داده است. دکتر فضل در کتاب خود با عنوان «آینده نزاع بین طالبان و آمریکا در افعانستان» (که او پیش بینی کرده است که طالبان پیروز خواهند شد)، ظاهر سعی می کند که جهت قطب نمایی که به خاطر جدل های بین او الظواهری که اکنون سکان را در دست دارد، گم شده است را بخواند و به بحث های حقوقی خود استناد کند که اقدامات القاعده را نمی توان به اسلام نسبت داد.

در حال حاضر، وی بر اقدامات بن لادن و الظواهری و اینکه این اقدامات چگونه باعث آسیب دیدن جامعه اسلامی که آنان ادعای دفاع از آن را دارند، گردیده است، تمرکز کرده است.

مجددا، الظواهری از حملات دکتر فضل در امان نماند، چون دکتر فضل اتهامات خود بر علیه او مبنی بر هدایت جوانان و جهاد اسلامی مصر به زندان و مرگ در جنگ علیه دولت مصر را تکرار کرده است. او الظواهری را متهم به اینکار کرده است؛ چون وی می خواهد با این کار سازمان اطلاعات سودان که از دهه 1990 به وی اجازه اقامت در آن کشور داده اند را خوشنود سازد. (او گفت که الظواهری شخصا به وی گفته بود که او از نیروهای امنیتی سودان برای انجام حمله بر علیه دولت مصر که توسط رئیس جمهور حسنی مبارک رهبری می شود، پول دریافت کرده است.)

دکتر فضل در کتاب جدید خود، دو رهبر القاعده، یعنی بن لادن و الظواهری، را به تلاش جهت کسب حمایت مسلمانان با گفتن اینکه سازمان آنها به خاطر فلسطین و جنگ با آمریکا فعالیت می کند، متهم کرده است. دکتر فضل درست بودن این ادعا را رد می کند و ادعا می کند که آنان به دنبال رهبری هستند.

این دکتر مصری که بخش مهمی از مطالعات جدید خود را به انتقاد از شخص بن لادن برای آنچه که در افعانستان اتفاق افتاده است، اختصاص داده، گفت که بن لادن حملات 11 سپتامبر 2001 را بدون اطلاع طالبان انجام داده است و خود بن لادن هم این مسئله را تایید کرده است. او گفت که بن لادن آمریکایی ها را برای سرنگون کردن این رژیم که از تسلیم وی برای تعقیب قانونی خودداری کرده است، آورده است. او همچنین خاطرنشان کرده است که بن لادن مسئول آوردن آمریکایی ها به عراق بعد از حملات 11 سپتامبر می باشد و واشنگتن استراتژی پیش دستی در جنگ که شامل حمله به دشمنان احتمالی قبل از آغاز حمله از طرف آنان می باشد را اتخاذ کرد و این چیزی است که در سال 2003 در عراق اتفاق افتاد.

دکتر فضل گفت که بن لادن و الظواهری توانایی مقاومت در برابر آمریکایی ها در عراق و افغانستان را ندارند.

او عقیده دارد کاری که آنان انجام داده اند نشاندهنده وسعت نادیده پنداشتن مردم در کل و به طور خاص مسلمانان که آنان از آنها به عنوان خوکچه هندی برای آزمایش عقایدشان جهت حل کردن معادله اول و مشکل شان استفاده می کنند: چگونه می توان با منابع محدود بیشترین منفعت را به دست آورد؟

وی افزود: «این ایده که آنان در برابر آمریکایی ها و یهودیان مقاومت می کنند، دروغ است. آنان ضعیف ها را می کشند و از مقابل قوی ها فرار می کنند. آنها آمریکا را به افغانستان آوردند و فرار کردند و جنگ را به افغان ها واگذار کردند. در عراق آنان صدها هزار نفر از عراقیان را کشتند و باعث درگیری فرقه ای شدند. آنها 21,000 نفر را در زندان های آمریکا در عراق زندانی کرده اند و نمی توانند هیچکدام از آنان را آزاد کنند؛ چون نمی توانند به مواضع نظامی حمله کنند، در عوض به مساجد و بازارها حمله می کنند تا خلاف آنچه که الظواهری در عراق پیش بینی کرده بود اتفاق افتاد و مردم بر علیه آنان به خاطر بربریت و وحشیگری آنها قیام کردند و آمریکایی ها را به آنان ترجیح دادند.»

سید امام قدری مکث کرد و در مورد عراق گفت: «چیزی که در طول دو سال گذشته در عراق اتفاق افتاده است هرگز در هیچ جنبش مقاومت بر علیه اشغالگران رخ نداده است. مردم از اعضای القاعده-- که مسلمان، عرب و عضوی از مقاومت هستند روی برگردانده اند. آنان اشغالگران را به خاطر اعمال خشونت باری که توسط القاعده در عراق انجام شده است مانند کشتار دست جمعی و تخریب، آدم ربایی و تقاضای خونبها و اخذ مالیات های گزاف، سرقت، جنایی کردن فعالیت های قانونی و انجام تنبیهاتی که هیچ پایه و اساسی در قانون اسلامی ندارند، ترجیح می دهند. هر بار که ارتش آمریکا در منطقه ای خاص به دنبال آنان می رود، آنان فرار می کنند.»

دکتر فضل بحث قانونی و اسلامی خود که مسلمانان مجاز به بمب گذاری در کشورهای غربی نمی باشند را تکرار کرد.

او توضیح داد که چرا یک مسلمان نمی تواند با داشتن یک مجوز امنیتی (امن) – مانند صادر شدن ویزا– وارد یک کشور غربی شود و سپس اقدام به انجام عملیات تهاجمی بر علیه آن کشور نماید، چون این یک نوع خیانت است و اسلام خیانت را منع کرده است. او گفت: «حتی اگر مسلمانی وارد یک کشور غیر مسلمان شود و وی در امنیت باشد و از سوی آنان مورد تهدید نباشد، اما آنان مسلمانان دیگر مورد آزار قرار گیرند هم مجاز نیست به آنان خیانت کند.»

وی افزود: «اگر آنانی که این همه ستمگری و خشونت را انجام داده اند و برای مسلمانان فاجعه به بار آورده اند و با قوانین اسلام و کلمات الله و پیامبرش، که درود خدا بر او باد، مخالفت ورزیده اند و در موضع ضعف و فرار هستند کنترل کشور را به دست آورند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟»

وی درخواست کرد که یک دادگاه اسلامی برای محاکمه بن لادن و «همه کسانی که از وی حمایت می کنند و اقدامات او را تایید کرده و توجیه می کنند تشکیل شود. بن لادن شخصا در مورد بمب گذاری 11 سپتامبر و همچنین موارد دیگر، تصمیم گرفت و او تنها کسی است که این کار را توجیه کرد. پس از آن وی فرار کرد و بقیه را برای پس دادن عواقب این کار تنها گذاشت.»

کتاب جدید دکتر فضل باعث ایجاد تغییر فاحش در افکار حمایت کنندگان القاعده نخواهد شد. درست مانند مواضع قبلی وی که نتوانست مانع القاعده شود، مواضع جدید وی هم احتمالا مانند موارد قبل ناموفق خواهند بود.

اما تلاش های وی برای غیر قانونی جلوه دادن اقدامات القاعده در وضعیتی انجام شده است که «اصلاحات» بسیاری از طرف جهادگران در بسیاری از کشورهای عربی در حال انجام است و همه این موارد در یک چیز خلاصه می شود و آن انتقاد از اقدامات بن لادن و حمایت کنندگانش است. آیا این موج جدید «حرکت اصلاح طلبانه جهادی»– که شامل مواضع دکتر فضل هم می شود– اعضای القاعده را وادار به فکر کردن در مورد کاری که انجام می دهند خواهد کرد؟ حداقل، برخی از آنان پیش از انجام این عملیات، با دانستن اینکه بسیاری از جهادگران و همچنین مفتی آنان دکتر فضل که اقدامات آنان را بر خلاف تعالیم اسلام می داند، بیشتر فکر خواهند کرد.

بوک مارکینگ (بایگانی سازی اینترنتی)

.
ارزشیابی مقاله:2.7 /5 (6رای)
.
خواهشمند است دیدگاه خود را پیرامون این مقاله با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم

دیدگاه های خوانندگان

محمد فضل طعيمه2011-06-03 09:02:00

تفکرات جنایتکارانه تروریستی و مدارا و تساهل اسلام هیچ ربطی به یکدیگر ندارند. تروریسم و اندیشه های آن هیچ ربطی به دین اسلام ندارد. اما تروریست ها از اسلام به عنوان پوششی برای جنایاتشان استفاده می کنند و جهاد را بهانه قرار می دهند. اسلام جهاد را به این صورت با کشتن مردم بیگناه، بیوه کردن زنان و یتیم کردن کودکان مجاز نمی داند. در مقابل، اسلام خواستار حفاظت از جان انسان ها و ممانعت از هرگونه تجاوز و خشونت نسبت به بیگناهان، حتی غیرمسلمانان می باشد؛ چه رسد به قتل عام و کشتار آنها. اسلام مردم را به مدارا با مذاهب و قبول کردن سایر ادیانی که مانند اسلام کتاب آسمانی دارند، فرا می خواند. جهاد واقعی در اسلام به دنبال ساختن و مبارزه با مشکلات برپایه صبر و شکیبایی است و نه تخریب، ویرانگری، انفجار، ترور یا هر جنایت دیگری مانند آنچه که تروریست ها مرتکب می شوند.

على2011-05-26 18:01:00

همه کسانی که به رهبر مجاهدین دشنام دادند باید خود رهبر منافقین باشند.

صور خاصه2011-05-08 00:04:00

خداوند او و مردگان مسلمانان را بیامرزد. من می خواهم این واقعیت را که ایالات متحده آمریکا اسامه بن لادن را به وجود آورد، بیان کنم. خداوندا! از ما در برابر شادی نمودن از بدبختی دیگران حمایت کن. ما در برابر ظالمان از خداوند یاری می جوییم.

حسين2010-07-09 14:00:00

همۀ توهین ها و صفات بدی که بن لادن می دهند، باز هم برای کارهای تبهکارانۀ این فرد پلید کافی نیست و آن چه که او اعضای القاعده کرده اند، در خور بدترین دشنام ها است. آنها همه گونه جنایت بی شرمانه را مترکب شده اند که این بر خلاف انسانیت است. آنها دست به کشتار زنان، کودکان، و مردان زده و بدن آنها را تکه تکه کردند و همچنین نیایشگاه هایی که از دیدگاه همه از مقدسات محسوب می شد را مورد بی احترامی قرار دادند. آنها همچنین روحانیونی که کشی جرأت دست زدن به آنها را نداشت و آنها اندیشمندان و انسان های ارزشمند تلقی می شدند را نیز به قتل رساندند. بن لادن و دوستانش این مسائل را نمی فهمند. این فرد پلید در غارهای تاریک بزرگ شد و از جنایت تغذیه کرد و غریزۀ او از نظر نفرت، کشتن، و خوشنت با دیگران از حیوانات نیز بدتر است و بی تردید او پست ترین و تبهکارترین انسان روی زمین است که با استفاده از انفجارها در مکان های عمومی و پر جمعیت بیشترین خون ها را بر زمین ریخته است. من کس دیگر را نمی شناسم که بتواند مانند بن لادن بیگناهان را این گونه به خاک و خون بکشد. او همۀ اصول انسانی را زیر پا گذاشت و من نمی توانم جز اهریمن روی زمین و جانوری درنده که بنیادهای انسانی را با هدف گستراندن گمراهی، ستم، مرگ، و ویرانی جهت لذت خود و گروهش هدف قرار می دهند، نام دیگری بر او بنهم. این گروه نیز به او پیوسته و از ایدئولوژی پلید بن لادن سیرآب شده اند.

هشام2010-07-09 05:00:00

اسامه بن لادن یکی از عجیب ترین شخصیت های روی زمین و از جمله بدترین تبهکارانی است که دورغ هایی که به آنها باور دارد را می پراکند. به نظر من او مشکل روانی دارد و این را می توان از عملیات تبهکارانه ای که با کمک همدستان خود اجرا می کند، دید. اسامه بارها کوشیده ایت تا نظرات خود را دیگران اعمال کرده و به خشونت بیهوده دست بزند و بی دلیل تنها به فرمان ذهن آشفتۀ خود این کار را انجام دهد. این تبهکار برای حرمت مذهب و دین احترامی قائل نیست و نیایشگاه های همۀ مذاهب و فرقه ها را هدف قرار می دهد. او شهروندان بی دفاع را کشته و در عملیات خود هیچکس را در امان نگذاشته است. او زنان و کودکان را به قتل رسانده و فرهنگ خشونت، تکه پاره کردن بدن، سر بریدن، و همۀ اقدامات غیرقابل پذیرش را که یک ذهن و دل با وجدان نمی پذیرد، به اجرا درآورده است. وی زیر قبای مذهب پنهان شده و ایدئولوژی بیمار خود را در جوامع پراکنده است. او از فشارهای وادره از سوی دولت های دیکتاتوری به مردم خود سوءاستفاده کرده و آن را برای پیروزی هواداران خود و استخدام آنها جهت اجرای اعمال تبهکارانۀ خود به کار بسته است. بن لادن پلیدترین کارهای تروریستی را بر ضد مردم و با کشتار بی دلیل به اجرا درآورده است.

2010-06-29 16:03:00

خدا آنها را لعنت کند!

عصام الجابري2010-06-02 15:04:00

اسامه بن لادن یک تبهکار خطرناک است که بیگناهان را کشته و عملیات تبهکارانه ای که آنها را هدف قرار می دهند، تأمین مالی می کند. او دلیلی است که در پس پردۀ نابود شدن آیندۀ بسیاری از جوانان مسلمان قرار دارد و کاری می کند که آنها از هر راه ممکن به این سازمان بپیوندند. او از اسلام نیز سوءاستفاده می کند و در عین حال ادعا می کند که متعلق به اسلام است. او همچنین می کوشد تا تنش های فرقه ای را در میان عناصری که آموزش داده و به کشورهای گوناگون فرستاده است، برانگیزد. اسامه بن لادن و جهان بینی تبهکارانه و کینه توزانه اش دلیل اصلی تنش ها و ناآرامی های کشورهایی است که آینده ای متفاوت دارند. از آن گذشته او خود را به عنوان حاکم مسلمانان معرفی کرده و ای در حالی است که مسلمانان او را قبول ندارند و مردم و دولت های گوناگون با او می جنگند. او سپس این جامعه و آن گروه را متهم ساخت و هر کس که از کمک به او خودداری کرد را پلید و خائن قلمداد کرد. عراق بهترین گواه این امر است. هنگامی که او دید مردم عراق ایده های او را نسبت به حضور عناصر تروریسم و بیگانه در خاک خود رد می کنند، او نیز عراقی ها را کافر خواند و ریختن خون شهروندان بیگناه عراق را قانونی خواند؛ چرا که آنها به قول او جزو کسانی بودند که اسامه بن لادن آنها را بی ایمان می دانست.

ابو وفاء2010-06-02 14:00:00

هیچ ارتباطی بین ایدئولوژی های جنایتکارانۀ تروریسم و دین شکیبا و گرانقدر اسلام وجود ندارد. تروریسم و ایدئولوژی آن از اسلام به دور است؛ اما تروریست ها به بهانۀ جهاد از اسلام به عنوان پوششی برای جرائم خود استفاده می کنند. اسلام کسی را به کشتار مردم بی گناه، بیوه کردن زنان، و بی سرپرست ساختن کودکان فرا نمی خواند؛ بلکه برعکس خواستار امن نگه داشتن آنها از آسیب و آزار است. افزون بر این، دین اسلام و ایدئولوژی اسلامی با کشتار بی گناهان، حتی اگر غیر مسلمانان باشند نیز مخالف است و خواهان تحمل میان ادیان و همزیستی به عنوان برادر و به رسمیت شناختن ادیان دیگر است؛ چرا که آنها نیز صاحب متون مقدس هستند، همانند ما که قرآن را داریم. جهاد واقعی در اسلام خواستار سازندگی و به چالش کشیدن دشواری ها با صبر است، نه تخریب، ویرانگری، انفجار، کشتن، یا سایر جرایمی که توسط تروریست ها انجام شده اند. تروریست ها که ایدئولوژی خاصی دارند که به هیچکدام از ایدئولوژی های متون مقدس تعلق ندارد؛ چون همۀ این متون خواستار عدم خشونت و هدف قرار دادن مردم بی گناه شده اند. اما آنها از زبان زور و به رسمیت نشناختن دیگران استفاده کرده و به سبکی وحشیانه عمل می کنند. آنها مردم بی گناه را تحت قوانین عجیب و غریب می کشند! ما متحیر مانده ایم که چه کسی به آنها این حق را داده است تا مسئول بوده و یا دیگران را بکشند، و چه مقامی آنها را مامور پیدا کردن مردم برای همکاری با آنها جهت کشتن و منفجر کردن نموده است. واقعیت این است که تروریسم یک ایدئولوژی خاص بر اساس جرم و جنایت است که از پوشش دین استفاده می کند. اما اکنون مردمی که می دانند تروریسم با دین کاری ندارد، آن را شناخته اند.

عبد الخالق2010-05-31 02:01:00

چنین تبهکارانی نمی توانند به دادگاه بروند؛ چرا که آنها تبهکاران عادی نیستند. آنها [دشنام] بیماری هستند که تنها می خواهند بیگناهان را بکشند. این دو تبهکار، اسامه بن لادن و الظاهری، بسیاری از بیگناهان را به قتل رساندند و زنان بسیاری را بیوه و کودکان بسیاری را یتیم کردند. آنها باید به خاطر این جنایت ها مجازات شوند. اگر آنها به دست نیروهای سازمان مللی بیافتند نیز پیروان خود را می کشند؛ چرا که می دانند که چه سرنوشتی در انتظار آنها خواهد بود. من فکر می کنم که هیچ وکیلی حاضر به دفاع از این افراد پلیدی که پول خود را صرف کشتن بیگناهان می کنند، باشد. آنها پس از دستگیری باید اعدام شوند و اعدام یک قاتل قانونی است. باید آنها را در برابر جهانیان اعدام کرد؛ چرا که آنها تبهکارانی بین اللمللی هستند و باید برای همۀ جهانیان و کسانی که می خواهند از آنها پیروی کنند درس عبرتی شوند. بسته های انفجاری آنها که به مرگ بسیاری از بیگناهان در همه جا انجامیده است، اعدام آنها را کاملاً قانونی می نماید. اعدام آنها جهان را روشنتر خواهد کرد و آن را از این جنایتکاران خطرناک پاک خواهد کرد. این جنایتکاران کوشیده اند تا مردم را هدف قرار داده و جوانانی که به این سازمان ها می پیوندند را نابود کند.

* نشان دهنده فیلد اجباری است

نام:
ایمیل*:
اظهار نظر*
1800 حرف باقی مانده است (حداکثر 1800)
شماره ها را وارد کنید
Captcha