![]() [عطا کناری/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ] به نظر می رسد که علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران، و محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایرا،ن در مورد روش برخورد با مسئله هسته ای با یکدیگر توافق نداشته باشند. |
از زمانی که مسئله هسته ای ایران مجددا مطرح شده است، کشورهای بزرگ در حال بحث در باره احتمال اعمال تحریم های شدیدتر بر علیه رژیم محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، می باشند، اطلاعات رسیده از تهران حاکی از آن است که شکاف هایی یا حداقل اختلاف نظر هایی در بین جناح های قدرت ایران درباره پیشنهادات کشورهای غربی در مورد مسئله هسته ای ایران و روش حل وفصل آن وجود داشته باشد.
غرب ایران را به داشتن برنامه ساخت سلاح هسته ای متهم می کند و تهران ادعا می کند که این برنامه صلح آمیز بوده و برای تولید انرژی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.
گفت و گوهای مربوط به اعمال تحریم های جدید با شکست تلاش های رسیدن به توافق مجددا مطرح شده است. تهران در ابتدای امر این معامله -- که در آن انتقال اورانیم ایران به کشور دیگر مانند روسیه یا فرانسه و باز گرداندن آن بعد از غنی شدن در سطح مورد نیاز تحقیقات یا استفاده در راکتور هسته ای تهران مطرح شده بود-- را با افزودن متمم هایی که غرب با آنها مخالفت کرد، را قبول کرده بود.
به رغم بی اعتنایی رژیم ایران به احتمال اعمال تحریم های جدید، نشانه هایی وجود دارد که برخی از قدرت مداران از این وضعیت، به ویژه با در نظر گرفتن مشکلات کنونی که اقتصاد ایران با آن رو به رو می باشند و مسئله اعتراضات بی وقفه ای که توسط طرفداران اصلاحات از زمان بحران انتخابات بحث برانگیز ریاست جمهوری که تابستان گذشته انجام گردید و به پیروزی احمدی نژاد که توسط مخالفانش مورد اعتراض قرار گرفت، منجر شد، خوشحال نمی باشند.
مخالفان احمدی نژاد که به صورت انبوه در «تظاهرات عاشورا» در دسامبر 2009 به خیابان ها آمدند، با نیروهای امنیتی و اعضای شبه نظامی بسیج مقابله کردند که منجر به کشته و زخمی شدن تنی چند از آنان گردید و باعث ایجاد «شوک» در رده های بالای رژیم گردید.
اگرچه این تظاهرات به سطح تظاهراتی که کشور در تابستان گذشته شاهد آن بود نرسید، نشان داد که این تنش به قدری شدید است که به خیابان ها کشیده شده است.
به همین دلیل هنگامی که رژیم در روز 11 فوریه مراسم بزرگداشت سی امین سالگرد انقلاب اسلامی که منجر به سرنگونی رژیم محمد رضا شاه پهلوی گردید را برگزار می کرد، با سرسختی تمام اجازه نداد تا مخالفان از این فرصت برای آمدن به خیابان ها استفاده کرده و درگیری هایی که در تظاهرات عاشورا به وجود آمد را تکرار کنند.
رژیم برای پیش دستی کردن دست به دستگیری ها و اعدام های متعدد زد و تهدید کرد کسانی که که در تظاهرات شرکت کنند را به شدت مجازات خواهد کرد.
در روز برگزاری این مراسم، نیروهای امنیتی به تعداد زیاد در خیابان های تهران و سایر شهرهای ایران مستقر شده بودند.
با در نظر گرفتن این شرایط، عجیب نیست که مخالفان که به عنوان «جنبش سبز» هم شناخته می شوند بر عکس رژیم احمدی نژاد که توانست یک تظاهرات بزرگ را در تهران سازماندهی کند، نتوانستند تعداد بی شمار حمایت کنندگان خود را به خیابان ها بیاورند.
اما عدم موفقیت «جنبش سبز» لزوما به این معنی نیست که این جنبش فروکش کرده است. یقیناً فرصت هایی در آینده وجود خواهد داشت که اپوزیسیون بار دیگر قدرت خود را در خیابان های نشان خواهد داد یا میدان را به طرفداران رژیم واگذار خواهد کرد.
با این وجود، به رغم پیروزی بر اپوزیسیون، علائمی از ایجاد شکاف در رژیم دیده می شود.
این شکاف ها همیشه در سیستم وجود داشته است اما آشکار نبوده اند. تفاوت امروز با گذشته این است که این اختلافات را دیگر نمی توان پنهان کرد.
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، ظاهراً با علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران، مخالف است و اختلافاتی هم بین خود روحانیون هم وجود دارد.
این اختلافات نه تنها در روش برخورد با مخالفان داخلی، بلکه بر اقتصاد هم در صورتی که به روش درست با آن برخورد نشود تأثیر خواهد گذاشت و باعث ایجاد آشوب های اجتماعی خواهد گردید.
یکی از منابع مطلع ایران بعد از این وضعیت گفت: «ما علائمی را مشاهده می کنیم که منابع مالی رژیم در حال کاهش است؛ چون مقادیر زیادی از ذخایر کشور ظرف چهار سال گذشته خرج شده است. ما نشانه هایی از بحران مالی که خود را به اشکال مختلف نشان می دهد، مشاهده می کنیم. بعضی اوقات، حقوق آموزگاران به موقع پرداخت نمی شود. همچنین نشانه هایی وجود دارد که وزارتخانه ها گاهی اوقات همۀ تعهدات خود را نمی توانند پرداخت دهند. یکی از اتحادیه های کارگری شرکت های برق هم هشدار داده است که به خاطر ناتوانی دولت در پرداخت 5 میلیارد بدهی خود به شرکت های برق، تعدادی زیادی از کارگرهای این شرکت ها با خطر اخراج مواجه هستند.»
بی شک وضعیت اقتصادی ایران یکی از مهمترین نگرانی های دولت که مصمم است تمهیداتی را برای کاهش کسری بودجه انجام دهد، می باشد. یکی از این اقدامات به «طرح یارانه» که دولت به مردم ارائه می کند مربوط می شود.
در حال حاضر ما شاهد بحث و جدل بین دولت و مجلس در مورد کالاهایی که باید از طرح یارانه حذف شوند و چهار چوب زمانی این کار، هستیم.
به طور رسمی، ایران در حال حاضر سالانه 20 میلیارد دلار برای یارانه ها هزینه می کند. اما دولت به صورت «یارانه های مخفی» سالانه مبلغی بالغ بر 50 تا 60 میلیارد دلار هم برای کالاهای دیگر هم هزینه می کند. اگر یارانه ها حذف شوند، بسیاری از خانواده های ایرانی با افزایش شدید هزینه زندگی رو به رو خواهند شد.
در این شرایط، مرکز تحقیق مجلس شورای اسلامی هشدار داده است که سطح تورم در صورت حذف یارانه ها به 40 درصد خواهد رسید که ممکن است باعث ایجاد آشوب اجتماعی شود.
در نهایت، موضوع اقتصاد به مسئله هسته ای گره خورده است. این بدین خاطر است که تحریم های موجود بر علیه ایران چه تحریم هایی که از سوی سازمان ملل یا اتحادیه اروپا وضع شده است یا تحریم هایی که در اثر فشار ایالات متحده آمریکا اعمال شده است، همگی فشار بسیاری را بر اقتصاد ایران وارد می کنند. به ویژه بیم آن می رود که تحریم های جدید ممکن است بر سرمایه گذاری های انجام شده در صنایع نفت و گاز هم تاثیر گذارد.
مرکز تحقیق-- سازمانی که از رژیم پشتیبانی می کند، اما لزوماً از احمدی نژاد پشتیبانی نمی کند-- در گزارشی که در گذشته منتشر کرد، خاطر نشان ساخت که چنانچه سرمایه گذاری عمده ای در صنعت نفت صورت نگیرد، در بهترین شرایط ممکن، ایران خواهد توانست تا 16 سال دیگر نفت صادر کند. با در نظر گرفتن بدترین شرایط، صادرات نفت تنها تا 8 سال دیگر ممکن خواهد بود (د راینجا ما در مورد نفت صحبت می کنیم؛ نه پتروشیمی).
در هفته های آینده، کشورهای غربی در مورد اعمال تحریم های جدید در مورد ایران با یکدیگر بحث خواهند کرد، حتی اگر چین هنوز با این مسئله مخالف باشد. با این وجود، برخی عقیده دارند که در صورتی که کشورهایی مانند عربستان سعودی و عراق بتوانند نفت مورد نیاز چین که از ایران وارد می شود را تامین کنند، می توان چین را متقاعد کرد. این مسئله بعد از خودداری نمودن تهران در حل و فصل موضوع راکتورهای اتمی که باعث نا امید شدن روسیه شد، به وجود آمد.
این منبع بعد از وقایعی که در ایران به وقوع پیوست گفت که دولت احمدی نژاد «با مسائل پیچیده ای مواجه شده است: اقتصاد، درگیری های داخلی، شکاف های درون خود رژیم و تحریم های کنونی. اما بغرنج ترین مسئله رژیم، برنامه هسته ای نیست؛ بلکه ادامه حیات رژیم است. رژیم ممکن است به نقطه ای برسد که تصمیم بگیرد که بهترین کار این است که با تحریم های دیگر مواجه نشود... چون به اندازه کافی با مشکل رو به رو می باشد.»
مشخص نیست که کدامیک از گروه های درون سیستم اولین گروهی خواهد بود که درخواست بازگشت به مذاکرات با غرب برای بحث در مورد مسئله توقف برنامه غنی سازی اورانیم را مطرح خواهد ساخت. نکته جالب این است که احمدی نژاد رئیس جمهور ایران کسی بود که اخیراً از موضعی خوشبینانه به این مسئله پرداخت و گفت می توان راه حلی در مورد موضوع راکتور هسته ای تحقیقاتی تهران را پیدا کرد. طبق گزارش های دریافت شده، علی لاریجانی، رئیس مجلس ایران، گفته است که اگر او جای احمدی نژاد بود تا کنون مسئله راکتور هسته ای را حل کرده بود.
بدون در نظر گرفتن دیدگاه های احمدی نژاد یا لاریجانی، صدای گروه هایی که مهم ترین آنها سپاه پاسداران و سازمان های اطلاعاتی هستند و در ساختار قدرت ایران سهیم هستند را هم نمی توان نادیده گرفت. در بالاترین رده رهبر انقلاب اسلامی، آیت الله خامنه ای که سعی دارد بین قطب های مختلف رژیم تعادل برقرار نماید، قرار گرفته است.
سراسر جهان ستمی که در ایران بر سر سنی ها می آید را می بینند و می دانند که سنی ها از هر گونه حق و آزادی محروم هستند و هویت آنها زیر سوال رفته است. شما ادعا می کنید که هیچ گونه ستمی وجود ندارد و از سوی دیگر عربستان را متهم به ستمگری می کنید، در حالی که این کشور ساخت مساجد، آرامگاه ها، و برگزاری مناسبت های شیعیان را مجاز می داند. چقدر عجیب است!
شورای امنیتی باید تحریم های بیشتری را علیه ایران اعمال دارد و اکنون دیگر مذاکرات با این رژیم عقب مانده دربارۀ برنامۀ هسته ای آن به بن بست رسیده است. شورای امنیتی می خواهد جهت اطمینان یافتن از صلح جهانی و پایان بخشیدن به گسترش جنگ افزارهای هسته ای از وضعیت برنامۀ اتمی ایران همواره آگاه باشند تا مبادا برخی رژیم های بی خرد مانند رژیم ایران دستشان به آنها برسد. شورای امنیت می داند که دستیابی رژیم ایران به جنگ افزارهای هسته ای بسیار خطرناک است و این کشور بارها همسایگان خود را تهدید کرده است. یک بار به عراق رفته و آن را بمباران می کند و بار دیگر جزیره ها را اشغال می کند و کشورهای خلیج را تهدید و کشتی ها را مصادره می نماید. همۀ این اقدامات وحشیانه ثابت می کنند که رژیم ایران فاسد است و برای جهان خطر دارد. اگر رژیم ایران این کارها را ادامه دهد و با جامعۀ جهانی و شورای امنیت در زمینۀ برنامۀ هسته ای خود سرسختی کند، احتمال تشدید تحریم ها نیز وجود خواهد داشت و شورای امنیت ممکن است در صورت ادامۀ رژیم ایران به همین سیاست دست به حملۀ نظامی بزند. شورای امنیت با دخالت بسیاری از کشورها کوشید تا مسئله را به صورت دیپلماتیک حل کند و ایران را متقاعد سازد که نیازی به تحریک، بیانیه های احمقانه، و تلاش برای دستیابی به سلاح هسته ای ندارد و این کارها کشور را نابود ساخته و تحریم ها را اقتصاد آن را نابود می کند و دخالت نظامی نیز بار دیگر ایران را به ویرانی کشانده و همۀ پیشرفت هایش را از بین می برد. دولت ایران باید گزینه های انگشت شماری که پیش رو دارد را به دقت مرور کند و از قطعنامۀ شورای امنیت که هدفش گسترش صلح درجهان است، پیروی نماید.
شورای امنیت پس از نشست اخیر خود قطعنامه ای را در مورد مسئله ایران به تصویب رسانید. عزم و لجاجت این رژیم به داشتن سلاح های هسته ای، و در نتیجه تهدیدی که برای جهان است موجب تصویب اعمال تحریم های شدید علیه رژیم ایران شد تا رژیم ایران برای همیشه از در اختیار داشتن سلاح های هسته ای محروم شود. هر چند تمام جامعه بین المللی و نیروهای برتر جهانی در شورای امنیت از ایران خواستند تا غنی سازی اورانیوم که در ساخت سلاح های هسته ای استفاده می شود را متوقف کند، اما لجاجت ایران شورای امنیت را به تصویب این قطعنامه مجبور کرد؛ چرا که رژیم ایران شرایط جامعه بین المللی و قطعنامه های شورای امنیت را با وجود دخالت بسیاری از کشورها رد کرد. ایران هرگز با این مسئله برخورد جدی نداشت. بنابراین، گزینه های دیپلماتیک دیگر کارآیی نداشتند. شورای امنیت تحریم های سخت تری را علیه ایران وضع کرده است و رژیم ایران نیز بی درنگ پاسخ داد و گفت که این تحریم ها هیچ معنایی برای ایران ندارند و تاثیری بر آن خواهند گذاشت. با این حال، رژیم ایران باید از چالش مداوم خود در برابر شورای امنیت آگاه باشد و بداند که این شورا می تواند برای حل این موضوع و به علت امتناع ایران برای متوقف کردن فعالیت های هسته ای به گزینه نظامی متوسل شود. مقام های ایران باید رفتار بهتری داشته باشند و بدانند که گزینۀ نظامی ایران و مردم ایران را به طور کامل نابود خواهد کرد و جان انسان های بسیاری از دست خواهد رفت.
افول اقتصاد ایران و سرنگونی حتمی آن نتیجۀ دشمنی آن به ایالات متحدۀ آمریکا است. هر کشوری در هر نقطه از جهان که باشد، یارای رویارویی با ایالات متحدۀ آمریکا، که نیرومندترین کشور در تاریخ بشریت است، را ندارد؛ مهم نیست که صادرات، روابط سیاسی، و توانایی نظامی آن کشور چه باشد. بنا بر این من با سربلندی اعلام می کنم که این کشور رهبر جهان است. من به علی خامنه ای سفارش می کنم که از بازی کردن با بزرگتر و نیرومندتر از خود [ایالات متحدۀ آمریکا] دست بردارد. من می توانم گفتۀ خود را با اشاره به شرایط لیبی، ونزوئلا، سودان، عراق، و کرۀ شمالی ثابت کنم. این کشورها با دشمنی و پیروی نکردن از آمریکا خطر بزرگی را متوجه خود ساختند. اکنون اقتصاد آنها با تحریم های سنگین رو به رو است که چندین میلیون و بلکه ده ها میلیون تن را تحت فشار قرار داده اند. در پایان می گویم که من اعلام می کنم و اعتراف می کنم که نخستین کسی هستم که از دولت ایالات متحدۀ آمریکا پشتیبانی معنوی می نمایم.
به نظر می رسد که منابع منظم تامین مالی القاعده، پس از مرگ اسامه بن لادن و انقلاب های معروف به بهار ...
به بحث بپیوندید
#comment#