![]() [خالد فزاع/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ] نجود علی (چپ) و آروی (راست) عروس های خردسال پس از طلاق در سال 2008. |
در سال 2008، نجود علی، 8 ساله، از خانه شوهر 42 ساله اش فرار کرده، از دهکده خودش به تنهائی و سوار بر تاکسی عازم صنعا شد، دادگاهی پیدا کرد و خواستار دیدار با یک قاضی گردید.
با شجاعتی غیر منتظره، او از قاضی خواست حکم طلاقش را صادر کند.
او به آنچه که می خواست رسید، و طلاق گرفت.
دو سال بعد، مسئله ازدواج خردسالان همچنان در یمن موضوع بحث برانگیزی است. لایحه ای که حداقل سن ازدواج برای دختران را 17 سال تعیین کرده است، موجب مناظره های پرتنش سیاسی و مذهبی در داخل و خارج از سالن های مجلس شده است، و افراد زیادی برای ابراز دیدگاه خودشان این مسئله را در بین عموم مطرح کرده اند.
هزاران تن از زنان یمنی در تاریخ 23 مارس در حمایت از اصلاح سن ازدواج در خارج از مجلس به تظاهرات پرداختند. سازمان های مدنی گوناگون خواستار تصویب لایحه ای شده اند که بیش از یک سال قبل ارائه گردیده است.
این لایحه ازدواج دختران زیر سن 17 سال را ممنوع کرده و جریمه های سنگینی برای خانواده دختر، شوهر و همه افرادی که قانون را نقض می کنند، اعمال می کند.
این تظاهرات چند روز پس از تظاهراتی که به خواست جریان های افراطی و محافظه کار سازمان یافته بود، برگزار شد.
نجود، که هم اکنون یک مطلقه 10 ساله است، گفت: «امروز همراه تظاهرکنندگان به اینجا آمدم تا از مجلس بخواهم ازدواج پیش از سن 17 سالگی را ممنوع و این قانون را دائمی کند.»
سرگذشت نجود توجه محافل داخلی و بین المللی را به خود جلب کرد. وی پس از بردن جایزۀ زن برگزیده سال از طرف مجله گلامور به نیویورک سفر کرد و به صورت نمادی بین المللی برای حقوق زنان درآمد.
او مدت کوتاهی پس از آن کتابی با عنوان «من نجود هستم، 10 ساله، و مطلقه» منتشر کرد.
تصمیم دادگاه برای صدور حکم طلاق برای نجود، او را به صورت نخستین کودک مطلقه در کشور درآورد، و الهام بخش دیگران شد تا آنها نیز خواستار صدور حکم طلاق شوند.
ریم النمیری، 12 ساله، در سال 2009 طلاق گرفت. سالی الصباحی، 12 ساله، در ماه مارس مطلقه شد.
اما شمار زیاد دیگری از کودکانی که عروس شده اند، متاهل باقی مانده اند، و این امر در یمن، غیر عادی نیست. بر طبق گزارش یونیسف، 25 درصد از دختران یمنی پیش از سن 15 سالگی ازدواج می کنند.
بنابر پژوهشی که اخیراً توسط مرکز مطالعات و پژوهش جنسیتی اجتماعی دانشگاه صنعا انجام شد، طی دو سال گذشته به تنهائی، 52 درصد از دختران یمنی و 7 درصد از مردان این کشور پیش از رسیدن به سن 15 سالگی ازدواج کرده اند.
اکثریت ازدواج های سنین پایین در مناطق روستائی صورت می گیرد. در بعضی از روستاها، در سنین 8 یا 10 سالگی ازدواج می کنند.
در واکنش به مبارزه ای که به رهبری گروه های جامعه مدنی صورت می گیرد، نماینده مجلس یمن، محمد الحزمی، فتوائی بر علیه تعیین حداقل سن ازدواج صادر کرد. همکار او هزاع المسوری، اعلام کرد که قصد دارد پنج میلیون امضا بر علیه این لایحه جمع آوری کرده و آن را به رئیس جمهور و مجلس یمن ارائه کند.
نمایندگان مجلس چنین استدلال کرده اند که تعیین سن ازدواج اسلامی نیست.
اما دیگران مخالف هستند. نماینده اصلاح گرا، شوقی القاضی، از مخالفت مذهبی با این لایحه انتقاد کرد. القاضی گفت که در شریعت هیچ ممنوعیتی برای حداقل سن ازدواج وجود ندارد، به ویژه که ازدواج در سن پایین موجب مشکلات سلامتی برای عروس خردسال می شود.
رئیسه کمیته ملی زنان، رشیده الهمدانی گفت که این یک مسئله سیاسی است. او منتقدین لایحه را متهم کرد که سعی دارند تا به مسئله جنبه مذهبی بدهند.
وی گفت: «از لحاظ مذهبی، این یک موضوع بحث برانگیز است، و متونی که مربوط به آن می شود، دارای دو جنبه می باشند.» او افزود: «حداقل سن ازدواج در دوران حکومت عثمانی کاربرد داشته است، و اصرار پیامبر برای شوهر ندادن دخترش فاطمه تا سن 18 سالگی، موضع ما را تقویت می کند.»
برای احمد القرشی، رئیس سازمان سیاج برای محافظت از کودکان، مخالفت با لایحه تلاشی است مذبوحانه برای استفاده از مذهب به منظور کسب حمایت زودرس در مبارزات انتخاباتی.
القرشی افزود: «ما هشدار داده ایم که نباید از مذهب علیه کسانی که دارای نظرات متفاوت هستند، استفاده شود، برای اینکه اینکار باعث می شود طرفداران حقوق بشر به عنوان افراد غیر مذهبی نشان داده شوند. این امر افراط گرایان را تشویق می کند تا فعالان حقوق بشر را به صورت فیزیکی حذف کنند، و این امری است بسیار خطرناک.»
رئیس مجلس شورا، عبد العزيز عبد الغني، گفت که کوشش های مجلس برای تعیین حداقل سن ازدواج، اسلامی است به خاطر آنکه هدف آنها دست یافتن به هدفی است که شریعت تائید کرده است، یعنی لزوم رسیدن به بلوغ به عنوان پیش شرط قانونی برای ازدواج.
عبد الغنی گفت: «صرف نظر از اختلاف سنی و شرایط مربوط به آمادگی جسمانی، ازدواج یک دختر صغیر و درمانده او را قربانی کسی می کند که خواستار ازدواج با اوست.»
پیش از اتحاد یمن در سال 1990، طبق قانون حداقل سن ازدواج در یمن جنوبی 16 و در یمن شمالی 15 سال بود. پس از اتحاد، طبق قانون این سن 15 سال تعیین شد. در سال 1999، قانون مدنی اصلاح شده و حداقل سن حذف شد.
من مجد النمیری هستم. من می خواهم بگویم که پدر و مادرها هرگز ازدواج دختر خود را به غیر از یک مورد معتبر نخواهند پذیرفت، و آنها که نمی دانند، باید سکوت اختیار کنند. علاوه بر این، با توجه به قوانین الهی ازدواج برای دختران خوب است.
این خیلی بد است.
دختران خردسال از ازدواج در سنین پایین می ترسند که دلیل آن نخست خود این تجربه است و دلیل دوم آن است که می دانند این تجربه ممکن است ناکام باشد و ماجراهای هولناک بسیاری ار دربارۀ ازدواج دختران خردسال شنیده اند. پس شرایط جامعۀ ما باید تغییر کند و والدین باید به دختران خود فرصت دهند تا آنها بزرگ شده و برای ازدواج و تعهد آماده شوند تا یک خانوادۀ خود را در جامعۀ عربی تشکیل دهند. بسیاری از والدین تنها با هدف رفع مسئولیت دختران خود را پیش از رسیدن به 15 سالگی شوهر می دهند که این بی تردید کاری نادرست و ممنوع است. آن پدر که مسئولیت را از دوش خود برمی دارد، آن را بر دوش دختر خود می گذارد که توان تحمل این بار را نداشته و با دلی شکسته نزد پدر باز می گردد. همچنین مردان جوان نیز باید به این مطلب توجه کنند که بسیاری از دختران خردسال به رغم داشتن اندام بالغ هنوز اندیشه ای کودکانه دارند و نمی توانند مسئولیت بپذیرند و خانه داری کرده و بچه بزرگ کنند و از همین رو مردان باید همسر مناسبی که به سن بلوغ رسیده است را برگزینند.
همۀ دختران عرب مورد بی عدالتی قرار می گیرند. دختر عرب باید از نظر پدرش، چه مطابق میل او باشد و چه نه، پیروی کند. این شیوۀ اندیشیدن و طرز تفکر مدت ها پیش منسوخ شده است. اکنون دختران باید خود انتخاب کنند. آنها می توانند بپذیرند یا رد کنند و این زندگی خصوصی آنها است و قرار نیست که پدرانشان این گونه زندگی کنند. بنا بر این باید قانونی برای ممنوعیت ازدواج دختران خردسال وضع شود تا آنها احساس آرامش کنند و بدانند که پس از رسیدن به یک سن مشخص و دستیابی به آمادگی روانی و جسمی می توانند ازدواج کنند و مادر شوند.
اگرچه جوامع عرب و به طور کلی جوامع مسلمان جوامع مذهبی هستند، آنها سنت هایی دارند که غیرقابل قبول و نادرست هستند و نامناسب می باشند و به همین دلیل باعث افزایش اعتبار جامعۀ مسلمانان عرب نمی شود. یکی از این شیوه های سنتی نادرست پدیدۀ ازدواج زودهنگام دختران است. در واقع، در بیشتر در مناطق روستایی و روستاها بسیاری از خانواده های عرب دختران خود در سنین بسیار پایین شوهر می دهند. به ویژه کشاورزان چندین سال است که به این شیوه عادت کرده اند. هنگامی که دختر سن 16 و یا حتی کمتر از آن می رسد، او را به ازدواج پسرعموی خود و یا هر کسی دیگری که مایل به ازدواج با او باشد، حتی اگر بسیار مسن تر از آن دهتر هم باشد، در می آورند. این شکافی را در زندگی آنها، به ویژه دختران، به وجود می آورد؛ چرا که او در زندگی پُر از بدبختی قدم خواهد گذاشت و مسئولیت های سنگینی را که در واقع بسیار فراتر از ظرفیت او می باشند، بر دوش می کشد. شوهر او نیازمند مراقبت می باشد و در عین حال از او می خواهد که امور خانه را بر عهده بگیرد که این کار برای او که یک دختر کوچک است که پیش از سن بلوغ و زیر سن قانونی ازدواج کرده است، بسیار دشوار می باشد. این سنت پذیرفتنی نیست؛ در بسیاری از کشورها این سنت به عنوان یک جرم تلقی می شود و قوانین آن کشورها مانع از اجرای چنین اعمالی به ویژه در مورد دختران کوچک می شود. بنابراین، دولت باید قانون ممنوعیت ازدواج در سنین پایین را به منظور محافظت از دختران اعمال نماید. در عین حال ما باید آگاهی خانواده های روستایی و عشایری و همین طور ساکنان روستاها را افزایش داده توجه آنها را به این مسئله جلب نموده و به آنها پیرامون خطرات و اثرات منفی ناشی از ازدواج های دختران در سنین بسیار پایین و بهره جویی از آنها برای پرورش نسل های آینده هشدار دهیم. ...[دنبالۀ این دیدگاه به دلیل طولانی بودن آن حذف شده است.]
باید قانونی وجود داشته باشد که به خانواده ها اجازۀ شوهر دادن دختران خردسال خود را ندهد تا این مشکل ریشه کن شود. در کشورهای غربی از چنین ازدواج هایی جلوگیری می شود و آنها می دانند که این ازدواج ها پیامدهای بدی دارند و به طلاق خواهد انجامید و به جامعه آسیب خواهد رساند. ما نیز باید این کار را انجام دهیم تا نگذاریم دختران در چنین سن پایین مسئولیتی به این سنگینی را بر دوش گیرند.
دختران خردسال زیر سن محسوب می شوند و از این نام در می یابیم که آنها چه از نظر سنی و چه از نظر فکری کوچک هستند. اما بدبختانه در جوامع عربی ما خانواد ها دختران خود را زودهنگام شوهر می دهند و زمانی این کار را انجام می دهند که آنها حتی توان بر عهده گرفتن مسئولیت های زندگی را ندارند و این مشکلات زیادی را میان شوهر و زنان خردسال به وجود می آورد و هیچ درک متقابلی در کار نیست. از این است که دختران نباید زیر سن ازدواج کند و نباید زمانی به خانۀ شوهر بروند که هنوز نمی توانند مسئولیت زندگی و شوهر و زایمان و بزرگ کردن بچه را بر عهده گیرند.
ما در برابر تو از خداوند کمک می خواهیم. این بی عداتی است و ما از خدا می خواهیم که به شکیبایی عنایت فرماید.
دختری را در نظر بگیرید که در سن 15 سالگی ازدواج می کند و بچه دار می شود! آخر این چگونه ممکن است؟ کودکی کودک دیگر را به دنیا می آورد. این غم انگیز است و من مانده ام که چگونه پدری حاضر می شود که دخترش در این سن پایین ازدواج کند؟؟ من همچنین در این فکرم که این مرد چگونه می تواند با دختری با این سن کم ازدواج کند؟؟
به نظر می رسد که منابع منظم تامین مالی القاعده، پس از مرگ اسامه بن لادن و انقلاب های معروف به بهار ...
به بحث بپیوندید
#comment#