رهبر پیشین «گروه جنگجوی اسلامی لیبی» اصول عقیدتی بن لادن را مورد پرسش قرار می دهد

رانیا کرم در لندن
برای تارنمای الشرفه
2010-04-29



				[فایل] نومان بنوتمان، رهبر پیشین «گروه جنگجوی اسلامی لیبی»

[فایل] نومان بنوتمان، رهبر پیشین «گروه جنگجوی اسلامی لیبی»

یک ماه پس از حمله های یازدهم سپتامبر سال 2001 در ایالات متحده، اسامه بن لادن اعلام کرد که جهان به «بلاد کفر» و «دارالسلام» تقسیم شده است. بن لادن و القاعده از این منطق بهره جستند تا مسلمانان را به جهاد فرا بخوانند.

نومان بنوتمان، رهبر پیشین «گروه جنگجوی اسلامی لیبی»، این دیدگاه را که بر اساس طبقه بندی سنتی قرون وسطی است، رد می کند. این اصول عقیدتی جهان را به «سرزمین اسلام» و «بلاد جنگ» تقسیم بندی می کند.

بن عثمان، مدیر مطبوعاتی و یکی از اعضای مجمع شورای «گروه جنگجوی اسلامی لیبی» بارها از لندن به لیبی سفر کرده است تا برای برقراری گفت و گو بین دولت لیبی و رهبران زندانی گروه شبه نظامی پیشین خود، میانجیگری کند.

در اولین بخش یک مصاحبه دو قسمتی، بن عثمان، بن لادن و القاعده را به دلیل مرزبندی های «اردوگاه اسلام» به چالش کشیده است.

وی به الشرفه گفت: «بگذارید آنها مرزهای بلاد اسلام را تعیین کنند و من امیدوارم که نگویند که این بلاد در غارهای افغانستان واقع شده است.»

الشرفه: دین پژوهان اسلامی بلند پایه، به تازگی در کنفرانس ماردین توافق کردند که تقسیم بندی سنتی جهان به «دارالسلام» و «بلاد کفر» در روزگار معاصر قابل تعمیم نیست. واکنش شما به این امر چیست؟

بنوتمان: من با ایده تقسیم بندی جهان به «دارالسلام» و «بلاد جنگ» به طور مطلق مخالف هستم. این تقسیم بندی زاییدۀ ذهن بشر است و در مذهب اسلام جایگاهی ندارد.

ابن القیّم، پیرو شیخ الاسلام ابن تیمییه، اولین فردی بود که این دیدگاه را در «زاد المعد» (اصول آخرت)، کتاب دوران قرون وسطی خود با استفاده از روش شناسی معتبر و آکادمیک تعریف کرد. آیا قابل تصور است که این تقسیم بندی دوران قرون وسطی که تلاش متفکران به هدف تحلیل جهان دوران خود بود، هنوز در قرن بیست و یکم هم معتبر باشد؟

به طور مسلم چنین نیست.

بنابراین، ضرورت این است که مسلمانان و دین پژوهان و متفکران اسلامی روش شناسی نوینی را بیایند که برای قرن بیست و یکم قابل استفاده باشد.

الشرفه: به نظر شما در روزگار معاصر چه راهکاری را باید برگزید؟

بنوتمان: اگر متفکران مسلمان واقعاً می خواهند در قرن بیست و یکم خدمت کنند، باید مفاهیم مناسبات بین المللی را مرجع قرار دهند. این مفاهیم به این دلیل که بر بنیان آثار متفکران و پژوهشگران غربی نهاده شده و از رشد ایده ملت - حکومت تأثیر پذیرفته است، به طور عمده ویژگی های غربی دارند. با این وجود، این مفاهیم هنوز با اصول انسانی همخوانی دارند. آن ها، محصول تلاش هایی هستند که به هدف درک بین کشورها، تعریف نقاط اختلاف نظر و راه های دستیابی به صلح و همفکری صورت گرفته اند. مسلمانان باید در این مجاهدت، مشارکت داشته باشند، جنبه هایی که گمان می کنند اشتباه است، اصلاح و دیدگاه های به حق خود را اثبات کنند. این امر به ویژه در موارد جنگ و صلح و مناسبات بین کشورها قابل اجراست.

دیپلماسی، ساختار مورد توافق مناسبات بین المللی ست. براساس اعلام «سازمان کنفرانس اسلامی» حدود 55 کشور هستند که به طور رسمی در زمره کشورهای اسلامی قرار دارند. این کشورها، مناسبات دیپلماتیک و رسمی با دیگر کشور ها و سفارت خانه هایی در سراسر جهان دارند. حکم قانونی و اسلامی این مناسبات چیست؟ آیا تعریف آن ها از روابط بین مسلمانان و غیرمسلمانان غیرقانونی و بی اعتبار است؟

الشرفه: آیا این پاسخی به افرادی که بر اساس طبقه بندی بن لادن، جهان را به دو «اردوگاه» تقسیم بندی می کنند، خواهند بود؟

بنتومان: حتی زمانی که بر بنیان دیدگاه اسلام سنتی در مورد «دارالسلام» و «بلاد کفار» صحبت می کنیم، هنوز این دیدگاه ها ابهامات بسیاری دارند.

بر اساس مفهوم سنتی، «دارالسلام» بلادی است که خلیفه اسلامی مشروع دارد و با حکومت سیاسی اسلامی اداره می شود. امروز این سرزمین وجود ندارد. تعریف اسلامی دیگری (برای دارالسلام) وجود دارد، اما این تعریف به گروهی از مردم اشاره می کند که هم کیش هستند و مشارکت آن ها در یک موجودیت سیاسی ضرورتی ندارد.

بگذارید که آن ها (قلمروهای) «دارالسلام» را تعیین کنند و من امیدوارم که در غارهای افغانستان نباشد. دارالسلام از جنبه حاکمیت سیاسی کجاست تا ما بر اساس آن «بلاد کفر» را تعیین کنیم؟ اگر 55 کشور اسلامی وجود داشته باشد، آیا 55 خلیفه و 55 خلفای وجود دارند؟ آیا چنین امری قابل تصور است؟

الشرفه: پس آیا بن لادن به خطا رفت؟

بنوتمان: من دوست دارم در مورد مسئله اردوگاه که موجب نگرانی مرا پدید آورده است، با او به بحث بنشینم و از او بپرسم که اردوگاه اسلام کدام است؟ من می خواهم از او بخواهم همچون ابن القییم، مرزهای آن را برایم مشخص کند. او باید این مرزبندی ها را به طور دقیق مشخص کند. آیا پادشاهی عربستان سعودی بخشی از این اردوگاه است؟ آیا الجزیره بخشی از آن محسوب می شود؟ آیا لیبی، مراکش و مصر نیز در درون این اردوگاه قرار دارند؟ بگذارید او مرزهای اردوگاه اسلام را تعیین کند.

الشرفه: شاید منظور او (بن لادن) این بود که مناطق تحت کنترل مردمانی که او «مجاهدین» در افغانستان، عراق، سومالی و کشورهای دیگر می خواند جزء این اردوگاه هستند.

بنوتمان: بگذارید او مرزهای آن را تعیین کند. آیا اردوگاه اسلام در قندهار واقع شده است؟ آیا در هلمند افغانستان است؟ در استان دیالی در عراق قرار دارد؟ آیا این تقسیم بندی از اعتباری برخوردار است که بتوانیم بگوییم این منطقه و یا آن منطقه، بخشی از اردوگاه اسلام هستند؟

من از این که ایده تقسیم بندی اردوگاه ها را مطرح کرده اند تا موقعیت خود را تعیین کنند، خوشم می آید؛ زیرا پاسخ آنها، نمایانگر ضعیف بودن نظریه شان است. شعاری که آن ها در مورد وجود دو اردوگاه ترویج می کنند، صرفاً یک شعار سیاسی به هدف فراخوان و تحریک مردم است و بر بنیان مفاهیم و دانش واقعی استوار نیست.

در بخش دوم این مصاحبه، بنوتمان بن لادن را به «فقدان قیمومیت اسلامی مشروع» بر مسلمانان مقیم جهان غرب و صدور حکم مشارکت در «مجاهدت جنگ» متهم می کند. وی همچنین می گوید که «بازبینی هایی» که بسیاری از گروه های اسلامگرا طی سال های اخبر ارائه کرده اند به ممانعت از مراحل «بسیج» (مردم برای پیوستن) به القاعده کمک کرد.

بوک مارکینگ (بایگانی سازی اینترنتی)

.
ارزشیابی مقاله:4.2 /5 (8رای)
.
خواهشمند است دیدگاه خود را پیرامون این مقاله با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم

دیدگاه های خوانندگان

عبدالله2010-05-13 04:00:00

مسئلۀ اصلی برای همۀ مسلمانان در کشورهای گوناگون تضعیف علمی، اقتصادی، سیاسی، و مدنی آنها است. هر تلاشی که برای تقسیم جهان و برخورد با آن از این نظر صورت می گیرد، مضحک است و بی تردید سودی ندارد. کار حقیقی مشارکت کشورهای اسلامی در همۀ عناصر متمدن خواهد بو دکه توسعل کشورها بر پایۀ آن بنا شده است. ما می بینم که کسانی که واقعاً این دولت های قانونی را بر سر کار آورده اند، کشورهای اسلامی هستند. موفقیت های این کار نسبی است و بنا بر این همۀ تندروها که از اکثریت مردم جدا شده اند و جامعۀ خود را تهدید کرده و موجب می شوند تا خواب راحت از چشمان آنها ربوده شود، و به مانند یک تبر به جان ساخته های آنها می افتند، این گونه افراد باید از خواب برخزیند و دریابند که تردید آنها بر خلاق اصول فردی خود آنها است و آنها خود بی خبرند. خداوند مردم گمراه ما هدایت نموده و اوضاع را برای ما به سامان آورد.

الفرعون2010-05-12 08:02:00

جنگ های کنونی ویرانگر هستند و هیچ ربطی به شرف و افتخار ندارند. این جنگ ها بیشتر به دلایل سیاسی و با هدف ویرانگری کامل به راه افتاده اند.

dd2010-05-09 01:01:00

همۀ جنبش های فرقه ای و افراط گرایانۀ امروزی که در این سرزمین برقرار شده اند، با اصول اسلام محمدی (ص) مطابقت ندارند. هر گاه که پیامبر (ص) می توانست میان دو چیز یکی را برگزیند، او را ساده تر را بر می گزید و تندروی با این سنت در تضاد است.

* نشان دهنده فیلد اجباری است

نام:
ایمیل*:
اظهار نظر*
1800 حرف باقی مانده است (حداکثر 1800)
شماره ها را وارد کنید
Captcha