![]() [احمد الربیعی/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ] القاعده نه تنها مردم بیگناه را می کشد؛ بلکه زندگی اعضای خود را هم نابود می کند. |
داستان از زمانی که ماموران عضوگیری القاعده به صبحی عبد که ساکن فلوجه است نزدیک شده و از او درخواست کردند که به سازمان آنها بپیوندد، شروع شد.
وی گفت: «آنها به من گفتند که می خواهند ایالات متحده آمریکا را از عراق بیرون کرده و کشور را آزاد کنند و یک رژیم اسلامی که زندگی شاد برای عراقی ها فراهم کند را تاسیس کنند. آنها ادعا کردند که نگران زندگی عراقی ها می باشند.»
عبد به مدت چند سال عضو این گروه بود. او مواد منفجره دست ساز (آی ای دی) و بمب هایی که چندین غیرنظامی و ماموران امنیتی عراق را کشت، ساخته بود.
تصویر زیبایی که این افراد به وجود آورده بودند، به زودی تبدیل به کابوس شد.
عبد گفت: «به زودی مشخص شد که همۀ این حرف ها دروغ بوده است. من فقط چند سر و اعضای بدن عراقی ها که توسط انفجار تکه تکه شده بود را دیدم. تروریست ها خیلی از اسلام دور بودند. و تروریسم برای من تنها اضطراب، تاسف و بی خوابی داشت. من فقط انزوا از جامعه نصیبم شد.»
در سال 2005 او دستگیر شد و به ارتکاب اعمال تروریستی و ارائه کمک به القاعده متهم گردید. او 5 سال در زندان بود و چند ماه پیش به خاطر خوش رفتاری آزاد شد.
او اکنون در حال نوشتن کتابی است که به نظرش منبع مهمی برای جوانانی که به هر دلیلی می خواهند به القاعده بپیوندند خواهد بود.
عبد گفت: «من سعی می کنم که اشتباهم و کاری که در القاعده انجام داده ام را از هر راه ممکن، جبران کنم.»
عبد عنوان کتابش را «مارهای زیبا» خواهد گذاشت. او گفت این عنوان به خاطر اینکه تروریست ها از مذهب و شعارهای زیبای وطن پرستانه برای انجام عملیات جنایتکارانه خود استفاده می کنند به ذهنم رسید.
وی افزود: «این کتاب در مورد وحشیگری تروریسم خواهد بود. این کتاب به جوانان نشان می دهد که چگونه انجام اعمال تروریستی منجر به زندان، مرگ و انزوا از جامعه خواهد شد.»
عبد همچنین در تلاش است تا یک سازمان اجتماعی برای گردهم آوردن «کسانی که توبه کرده اند و از اعمال خود در القاعده پشیمان شده اند» را ایجاد کند. او قصد دارد تا کنفرانس ها و سمینارهایی برای هشدار بر علیه اهداف القاعده، تاکتیک ها و روش آنان برای کنترل ذهن جوانان را برگزار نماید.
امروز صدها نفر مانند عبد توسط نیروهای عراقی دستگیر یا کشته شده اند. برنامه ای که دو سال پیش آغاز گردید منجر به کشته شدن و دستگیری بسیاری از رهبران ارشد القاعده مانند ابو عمر البغدادی، رهبر کشور اسلامی عراق وابسته به سازمان القاعده و دستیارش ابو ایوب المصری گردید. این دو نفر ماه گذشته در عملیات نظامی که توسط نیروهای امنیتی انجام شد، کشته شدند.
ژنرال قاسم عطا، سخنگوی فرماندهی عملیات بغداد، گفت: «ما مصمم هستیم تا همۀ تروریست ها را شکست دهیم و به آنان ضربات مهلک وارد کنیم. ما به آنان فرصت بازسازی سازمان تروریستی خود و تهدید امنیت کشورمان را نخواهیم داد. آنان به هر کجا که روند، آمادۀ روبه رو شدن با آنان هستیم.»
هنگامی که القاعده نام یک رهبر جدید را در 16 مه اعلام کرد، نیروهای امنیتی عراق پیش بینی کردند که او دیگر فرصتی پیش رو نخواهد داشت.
عطا گفت: «عملیات نظامی برای تعقیب همۀ رهبران جدید القاعده ادامه خواهد یافت و سرنوشت آنان مانند سرنوشت پیشینیان آنها خواهد بود.»
در کنار برنامه امنیتی و برای دادن فرصتی جدید به تروریست هایی مانند عبد که توبه کرده اند، جواد البولانی، وزیر کشور، چند ماه پیش از افراد تحت تعقیب به خاطر اعمال تروریستی و اعمال خشونت خواست تا در عوض برخورد خوب و دادگاه منصفانه، خود را به سازمان های امنیتی تسلیم کنند. از آن زمان تاکنون تعدادی از افراد تحت تعقیب خود را تسلیم کرده اند.
عبدالحسین الشمری، رئیس پلیس دیالی، گفت: «بیشتر کسانی که خود را معرفی کرده اند از اعمال خود پشیمان بوده و احساس می کنند که چقدر اشتباهاتشان بزرگ بوده است. در مرحله بعد ما به آنان فرصت برگزاری سمینار برای جوانان را خواهیم داد تا با آنان در مورد تجربه سخت خود صحبت کنند و به آنان در مورد کار با [القاعده] هشدار دهند.»
اما رها کردن القاعده همیشه ساده نیست.
زهیر غالب العبیدی، یکی از اعضای پیشین یک گروه مسلح، گفت: «هر بار که می خواستیم از دست آنان فرار کنیم، تاسف خود را اعلام کرده و به خانه هایمان برویم، آنان ما را با بریدن سر و آویزان کردن سرهایمان از تیرهای برق مانند کاری که با بسیاری افراد دیگر نمودند، به مرگ تهدید می کردند.»
العبیدی که چهار سال در زندان مرکزی زندانی بوده است آرزو می کرد که در این دام نمی افتاد. وی گفت: «هیچ چیزی از خدا نمی خواهم به جز اینکه زمان را پنج سال به عقب برگرداند تا در دام القاعده و تروریسم نمی افتادم.»
العبیدی در یک نبرد مسلحانه با نیروهای عراقی زخمی شد و یکی از پاهای خود را به همین خاطر از دست داد. وی گفت: «این به من ثابت کرد که فریبم خورده ام. چه چیزی به دست آوردم؟»
وی گفت که تصمیم گرفت القاعده را ترک کند؛ چون «فهمیدم که آنان مانند آتشی هستند که از افراد درون خود تغذیه می شود. آنان به هیولا تبدیل شده اند و از شعارهای زیبا و وطن پرستانه ای که گفته بودند دور شده اند. این کار تا کشتن بی دلیل غیر نظامیان هم پیش رفت.
زهیر گفت که او سعی دارد تا اشتباه خود را با دادن مشاوره به نیروهای امنیتی در استان انبار در مورد روش تفکر گروه های مسلح، محل های ملاقات تروریست ها و محل هایی که سلاح های خود را پنهان می کنند، جبران نماید.
«می دانم چه اشتباه بزرگی کرده ام. من به مردم خود و کشورمان صدمه زده ام. امیدوارم تاسف من انگیزه ای مجدد برای خدمت به عراق شود.»
عیسی خلیفه 35 ساله به خاطر عضویت در یک گروه مسلح، چند هفته پیش بعد از گذراندن 5 سال در زندان، آزاد شد.
وی گفت: «من همه چیز خود یعنی همسرم، بچه هایم و خانه ام را به خاطر کار با آنان از دست داده ام. من فقط نفرت مردم را به دست آوردم و چشم های آنان هنوز مملو از خشم است.»
خلیفه سعی دارد زندگی خود را مجددا بازسازی کند. او گفت که بهترین روش «ابراز تاسف و نصیحت کردن جوانان محل در مورد خطر فریب خوردن به خاطر شعارهای پر زرق و برق تروریست ها می باشد.»
او به گویش عراقی گفت: «برادران من مواظب باشید؛ حتی به آنان یک لیوان آب هم برای نوشیدن ندهید و حتی به آنها سلام هم نکنید. آنها استحقاق این را هم ندارند.»
ای مردم، موضع پیامبر (ص) در قبال منافقینی که آنها را می شناخت، چه بود؟ او آنها را نکشت تا مبادا به مشرکان بهانه ای داده شود که آنها بگویند که محمد یاران خود را می کشد و اگرچه قانونی بود، او حتی آنها را به زندان یا تبعید هم نفرستاد. پس حکم این تروریست ها چیست؟ من فکر می کنم که کشانی که این شهروندان و بیگناهان را به خاطر تفاوت آنها در باور مذهبی می کشند، باید به دست روحانیون آموزش و تعلیم داده شوند. اما اگر بازهم دانست این کار را بکنند، دیگر باید گفت که آنها مزدورانی قاتل و آدمکش هستند.
خداوند مجاهدین شریف القاعده را برکت دهد که با نیروهای آمریکا و گروه های کافر شیعی جنگیدند.
همۀ ما می دانیم که القاعده طرح استعماری آمریکا و اسرائیل است که در زیر پوشش اسلام که خود بزرگترین اهریمنان را جای داده، پنهان شده است و هدف آن نابودی اسلام و بدنام کردن مسلمانان و جلوه دادن آنها به عنوان افرادی خون آشام است. این طرح تنها یک هدف دارد و آن نبرد با امام مهدی است.
برادران بیایید و ببینید که چگونه برخی از شبکه ها سازمان تبهکار القاعده را می ستایند و با پخش تصاویر انفجار و یا بریدن سر انسان های بیگناه آن را بزرگ می دارند. آنها این افراد را به خاطر سنی، شیعه، و یا مسیحی بودنشان کشته اند. به خدا سوگند که اسلام از آنها بیزار است. با سپاس از همۀ کسانی که القاعده و حامیان آنها را رد می کنند.
حقیقت این امر که القاعده می خواهد بر بخش های خاصی از دولت مانند موسسۀ فنی ذهبان تسلط بیابد تا منافع خود را تأمین کند چیست؟ آیا ساخت بسته های انفجاری است؟
شما تروریست ها در حالی خود را مجاهد می خوانید که چیزی جز حشره ای کوچک در جهان تروریسم نیستید.
ای کسانی که می گویند که شما تروریست نیستید و مجاهد هستید! این چه نوع از جهاد است که اجازه می دهد برادر اسلامی و یا هم میهن خود را بکشید و یا گردشگرانی که برای بازدید به کشور شما آمده اند را سر به نیست کنید؟ کجا است امنیتی که باید به او ارائه شود؟ شما از چه نوع جهاد صحبت می کنید؟ شما می گوید که باید در جهاد قربانیانی وجود داشته باشند. شما برای کشتن یک نفر از کسانی که شما دشمن می خوایند، شما 10 نفر از خانواده ها یا همشهری ها و یا مردم بی گناه را می کشید. این چه نوع جهادی است؟ حتی در قوانین فرانسه نیز آنها اگر 100 مظنون داشته باشند، در صورتی که فکر کنند که تنها ممکن است یک نفر در میان آنها بی گناه باشد، 99 تن را آزاد می کنند. آنها 99 مظنون را آزاد می کنند تا مبادا خون یک انسان بی گناه ریخته نشود. آنها 100 تن را به خاطر یک تن می بخشند، در حالی که شما 99 تن از هم میهنان خود را به منظور کشتن فقط یکی از کسانی که به ادعای شما دشمنان شما هستند، می کشید. این چه نوع جهاد است؟ چرا به ارتش کشور خود نمی پیوندید و مبارزه را از طریق مشروع کشور خود انجام نمی دهید؟ چرا گروهی از افراد که پنهانی کار می کنند به شما می پیوندند؟ چرا در آشکار با ارتش کشور خود کار نمی کنند؟ آیا آنها نمی دانند که شما دشمنم هستید؟ چگونه می توانید آنها را به نام جهاد بکشید؟ آیا این اجازه نوعی ابزار ایمنی نیست؟ چرا دولت و مردم خود را شرمسار می کنید؟ شما ممکن است اهداف افرادی که با آنها کار می کنید را ندانید؛ چرا که آنها توسط یک ارتش و دولت مشروع حمایت نمی شوند. ... [دنبالۀ این دیدگاه به دلیل طولانی بودن آن حذف شده است.]
جای تأسف است!
به نام خداوند بخشایشگر مهربان... برخی از اظهار نظرات نسبتاً هوشیارانه و هدف دار هستند، در حالی که برخی دیگر استرس زا که تنها ناشی از نفرت درونی که ربطی به موضوع ندارد، می باشند. درست است که القاعده در عراق شکست خورده است و و از سوی همگان مورد تنفر قرار گرفته، اما هیچ یک از برادران علت واقعی این امر را موجب شده است تا عراقی ها این سازمان را رد کنند، بیان نمودند. همچنین، هیچکس به این که چرا آنها باعث کشته شدن مردم بی گناه و پیامدهای منفی آن بر جامعه، از جمله افزایش تعداد زنان بیوه و کودکان یتیم شدند، اشاره ای نکرد. هیچکس از خودش نپرسید که چرا القاعده موظف به انجام چنین اعمال جنایتکارانه ای که که باعث کاهش وابستگان سازمان خود شده و دشمنان جدید ایجاد کند. هیچکس تا کنونالقاعده از تمام این جنایات و اعمال بد چه بهره ای می برد؟... من پاسخ این پرسش را می دهم. اما من تعجب می کنم که چرا بسیاری از این ایده استقبال نمی شود، اما من مطمئن هستم که اکثریت آن را درک خواهند کرد... چرا اعمال جنایتکارانۀ القاعده در همه نقاط جهان وجود دارد، به جز ایران؟ چه رازی در پشت اظهارات بسیاری از رهبران القاعده و سخنگویان آن وجود دارد که ادعا می کنند که آمریکا، بریتانیا و اسرائیل دشمنان آن هستند و نه ایران؟! با این وجود که ایران نقش های جنایتکارانۀ منفی بسیاری را در عراق ایفا می کند؟ در نهایت، همکاران این خبر را شندیند که دو اردوگاه نظامی در نزدیکی تهران کشف شده است که در آن اعضای القاعده آموزش می بینند؟ شما نباید فراموش کنید که آمریکا علت این مشکلات است؛ چون اگر آمریکا نبود، هیچ یک از این چیزها رخ نمی داد. خدا عراق و مردم آن محافظت نموده و غم و اندوه آنها را برطرف نماید! اگر خدا بخواهد.
به نظر می رسد که منابع منظم تامین مالی القاعده، پس از مرگ اسامه بن لادن و انقلاب های معروف به بهار ...
به بحث بپیوندید
#comment#