نفر سوم کادر فرماندهی القاعده نقش محوری را در پیوند با طالبان ایفا می کرد

تحلیل از کمیل طویل در لندن
برای تارنمای الشرفه
2010-06-03



							[خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ] القاعده با انتصاب الیزید به عنوان فرمانده درصدد بهبود دادن پیوندها با طالبان است.

[خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ] القاعده با انتصاب الیزید به عنوان فرمانده درصدد بهبود دادن پیوندها با طالبان است.

با کشته شدن مصطفی ابوالیزید، فرمانده کل القاعده در افغانستان، این گروه یکی از مهره های مهم خود را از دست داد، اهمیت این مهره نه در نقش نظامی، بلکه در توانایی او برای ایجاد پیوندهای محکم با قبایل افغانی و پاکستانی بود.

حفظ پیوندها با قبایل منطقه ای، امری حیاتی است؛ چرا که آنها احتمالاً از رهبران القاعده که در مناطق حاشیه ای مرز افغانستان-پاکستان زندگی می کنند، محافظت می کنند.

القاعده چند روز پیش به خاطر کشته شدن ابوالیزید، مشهور به شیخ سعید المصری، 55 ساله، در کنار سایر افراد خانواده اش (سه دختر، یک نوه، و سایر افراد) عزاداری کرد. بنا به گزارش او طی حمله ای در اواخر ماه مه که دهکده ای را در نزدیکی میرانشاه، بزرگترین شهر منطقه قبیله نشین شمال وزیرستان در پاکستان هدف گرفته بود، کشته شد. این منطقه یکی از مخفیگاه هایی است که گمان می رود که بسیاری از رهبران عرب القاعده در آنجا مخفی هستند.

برخلاف آنکه المصری یکی از اعضای بنیان گذار القاعده در اواخر دهۀ 80 بود، نقش او اساساً از ماهیت اداری برخوردار بود. نام کامل او مصطفی احمد محمد عثمان ابو الیزید، اهل فرمانداری شرقیه در مصر است. وی از دانشگاه الزقاقیق فارغ التحصیل شد.

وی به عنوان حسابدار برای اسامه بن لادن کار می کرد و مسئول حسابداری شرکت او به نام العقیق بود که از سودان، جائی که بن لادن بین سال های 1992 و 1996 اقامت می کرد، اداره می شد. او پس از آنکه سودانی ها از اسامه بن لادن خواستند تا آن کشور را در سال 1996 ترک کند، همراه رهبر القاعده به افغانستان رفت.

در افغانستان، المصری به کار حسابداری برای بن لادن ادامه داد. با این وجود، پولی که از او خواسته می شد تا توزیع کند، فقط برای ادارۀ امور عملیات شرکت نبود، مانند آنچه در سودان انجام می شد. این پول برای تامین مالی عملیات القاعده در سطح بین المللی مورد استفاده قرار می گرفت.

در گزارش کمیسیون حملات 11 سپتامبر، المصری به عنوان رئیس مالی القاعده شناخته شده است. بنا به گزارش رسانه ها، او از حساب بانکی در دوبی به هسته القاعده که مسئول ربودن هواپیماها در نیویورک و واشنگتن در 11 سپتامبر بودند، پول واریز کرده است. تحقیقات آمریکایی ها حاکی از آن است که او مخالف انجام حملات 11 سپتامبر بوده است، مانند بسیاری دیگر از اعضای شورای القاعده که با مشروعیت تصمیم بن لادن بر اساس اسلام در مورد انجام حملات علیه ایالات متحده مخالف بودند، ظاهراً به دلیل آنکه این عملیات بدون مشورت با طالبان انجام شد.

بعضی از مخالفان در رده های القاعده چنین استدلال کرده اند که بر اساس پیمان وفاداری به رهبر طالبان، ملا عمر، «برای گوش دادن و فرمان بردن»، بن لادن نمی بایست عملی را مانند حملات 11 سپتامبر بدون مشورت با ملا عمر در مورد آن موضوع، انجام می داد.

وقتی که نیروهای آمریکایی جنگ با تروریسم را در اکتبر 2001 آغاز کرده و رژیم طالبان را در افغانستان در طول چند هفته سرنگون کردند، افغانستان را به مقصد پاکستان ترک کرد. شماری از رهبران القاعده به عنوان بخشی از جنگ با تروریسم، هم در افغانستان و هم در پاکستان، کشته یا دستگیر شدند. سازمان های اطلاعاتی توانستند شماری از افرادی را که با سازمان بن لادن پیوند داشتند، شکار کنند.

با گذشت زمان، آشکار شد که القاعده، که تحرکات آن محدود به منطقه جغرافیائی محدودی در داخل مناطق قبیله نشین پاکستان و جنوب شرقی افغانستان بود، تحت تاثیر جنگ فرسایشی رو به زوال بوده و به تدریج فرماندهان میدانی خود را که در عملیات راهبردی با تجربه بودند، از دست می داد.

بعضی از این «جنگجویان» در حملات هوائی کشته شدند، از جمله ابو خباب مصری که به «کارشناس سمی» القاعده معروف بود، و ابواللیث القاسمی لیبیایی، که در سال 2007 اعلام کرد که گروهی از داخل گروه مبارزین اسلامی لیبی به القاعده پیوسته است. بعضی در جریان عملیات اطلاعاتی دستگیر شدند، از جمله الوالفرج اللیبی در پاکستان و عبدالهادی العراقی یا به مرگ طبیعی مردند مانند ابو عبیده المصری، که در سال 2007 به دلیل ابتلاء به هپاتیت درگذشت.

وقتی که عبدالهادی العراقی، فرمانده نظامی القاعده در افغانستان و یکی از جنگجویان ارشد عرب، آنجا را ترک کرد، باعث شد تا ابو الیزید به مقام جدیدش ارتقاء داده شود.

العراقی به منظور بهبود روابط با شاخه القاعده در عراق به رهبری ابو موسی الزرقاوی و سایر جناح های مقاومت، افغانستان را ترک کرده و به عراق رفت. اما پیش از رسیدن به عراق طی عملیات اطلاعاتی که جزئیات آن تاکنون به طور کامل فاش نشده است، دستگیر شد.

اعلام خبر امکان جانشینی العراقی توسط ابو الیزید در مه 2007، بسیاری از آشنایان المصری را متعجب کرد؛ چرا که آنها می دانستند که وی هیچگونه تجربه جنگی ندارد. عبدالهادی العراقی در کنار افغان ها در برابر شوروی ها از دهۀ 80 جنگیده بود و به عنوان یکی از رهبران نظامی عمده القاعده شناخته می شد.

بعضی ها انتصاب یک مدیر مالی را که به عنوان حسابدار شرکت از او یاد می شد، به یک مقام نظامی مهم را به عنوان نشانی از تضعیف فرسایشی واقعی القاعده در سطح رهبری توضیح دادند. نفرات جدید و جوان تر، تجربه کافی برای تصدی مقام های رهبری را نداشتند.

با این وجود، بسیار محتمل است که با انتصاب ابو الیزید به عنوان رهبر در افغانستان و پاکستان، القاعده به نقش نظامی او یا جنگجویان تحت فرماندهی اش نمی اندیشید.

شمار چنان جنگجویانی کم بود. اکثر عملیات جنگی توسط جنگجویان افغانی که به طالبان وابسته هستند، اجرا می شود، به ویژه شاخه متعلق به جنوب شرقی افغانستان به نام شبکه حقانی، یا حزب اسلامی به رهبری گلبدین حکمتیار.

به همین خاطر، احتمالاً منظور رهبری القاعده، ایفای نقش نظامی از سوی ابو الیزید المصری نبوده است. در عوض، ظاهراً القاعده امیدوار بوده که از پیوندهای محکم او با قبایل پشتون که عوامل القاعده را تحت پوشش و محافظت دارند، به ویژه در طرف پاکستانی مرز، استفاده کند.

المصری، هنگامی که در افغانستان، به ویژه در قندهار، مرکز جنوب افغانستان ساکن شد، تماس هایی ایجاد کرد. او طوری در منطقه زندگی می کرد که گویا یک شهروند افغانی عادی است. این برخلاف رویۀ بعضی از اعرابی بود که خود را جدای از افغان ها نگه می داشتند، و ترجیح می دادند که فقط در محله های اعیانی کابل زندگی کنند.

انتصاب ابو الیزید به عنوان رهبر القاعده در افغانستان، احتمالاً در جهت فرونشاندن خشم بعضی از رهبران طالبان صورت گرفت، رهبرانی که مخالف کاری بودند که اسامه بن لادن در 11 سپتامبر 2001 انجام داد، عملی که در نظر بعضی منجر به سرنگونی طالبان در کابل و مرگ هزاران نفر از افغان ها در جنگی که تا به امروز ادامه دارد، شد.

نمایان شدن ابو الیزید در ویدئوهای تبلیغاتی که توسط القاعده پخش شد و او را در حال دیدار با رهبران جنگجویان قبیله ای طالبان نشان می داد و حاکی از همکاری قوی بین دو طرف بود، قابل توجه بود.

شکی وجود ندارد که روابط بین القاعده و شاخه طالبان وابسته به شبکه حقانی در شمال وزیرستان (جائی که ابو الیزید کشته شد) محکم هستند. با این وجود، روابط القاعده با شاخه طالبان به رهبری ملا عمر(شورای کویته) به این شفافی نیستند. این امر ممکن است به دلیل اختلافات جغرافیائی باشد. شاخه شورای کویته در استان های جنوبی افغانستان (به ویژه در قندهار، هلمند و اورزگان) فعال است؛ در حالی که شبکه حقانی در جنوب شرقی (مانند استان های بکتیا، پکتیکا، ننگرهار و کونار) فعالیت دارد. اما سایر ناظران بر این باورند که دلایل دیگری می توانند وجود داشته باشد که بر اساس آن بعضی از رهبران طالبان مایل نیستند فراموش کنند که اعمال القاعده موجب شرایط کنونی آنها شده است.

بوک مارکینگ (بایگانی سازی اینترنتی)

.
ارزشیابی مقاله:5.0 /5 (3رای)
.
خواهشمند است دیدگاه خود را پیرامون این مقاله با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم

دیدگاه های خوانندگان

منتظر2010-10-08 15:02:00

تروریسم هم معنای اندیشۀ سلفی است و برعکس. پس ما چه زمانی درک خواهیم کرد که دیگر نباید در برابر این شرایط خاموش بمانیم؟ حاکمان عرب چه زمانی بر کار آخوندهایی که تروریسم را در کشور رواج می دهند، نظارت خواهند کرد؟

الحبيب2010-09-22 04:01:00

برادران عزیز درود بر شما! با احترام فراوان.

عبدالمجيد2010-07-18 15:02:00

برخی از روحانیون آنها را بی هیچ گواه و مدرکی نمایندگان خدا بر روی زمین نمودند و جوامع اسلامی را نابود کرده و آنها را عقب مانده کردند تا موضع خود را تقویت نموده و بر مردم ستمدیده تسلط یابند.

2010-06-23 21:00:00

خداوند بزرگ فرمود: «ای کسانی که ایمان آوره اید، با دشمنان من و دشمنان خود پیمان نبندید و به آنها مهر نورزید؛ چرا که آنها با حقیقت و آن چه پیامبر به شما گفت دشمن هستند؛ چرا که شما پیرو خداوند هستید! اگر شما در راه من جهاد کنید و بکوشید تا تأیید مرا به دست آورید، آنها را دوست خود قرار ندهید. شما به آنها دوستی می کنید. اما من می دانم که چه چیزی را پنهان کرده اید و چه چیزی را آشکار می سازید. هر کس که چنین کند از راه عدالت خارج شده است.» راست گفت خداوند متعال.

فيصل2010-06-22 03:02:00

جنایت های القاعده و طالبان واقعاً بی دلیل و غیرقابل پذیرش هستند. همۀ اقدامات سازمان تروریستی القاعده و طالبان واقعاً نتیجۀ مردمی بیمار اندیش است که هیچ رحم و مروتی ندارند و تنها به کشتن و ویرانی می پردازند تا آنها را به قانون جنگل بازگرداند و راز بقا حکمفرما شود. بنا بر این مردم با آنها بر پایه های مذهبی، فرقه ای، ملی و به دلایل دیگر جنگیدند و تروریست ها نتوانستند به اهداف خود برسند. این سازمان تروریستی که یکی از شاخه اساسی جنبش طالبان است و همان اندیشه ها و اهداف را دارد، پلیدترین جنایت ها را بدون رعایت حرمت هیچکس در کشورهای گوناگون انجام داده است.

2010-06-11 04:02:00

این سرنوشتی است که در انتظار همۀ اعضای القاعده است.

فواز عبدالله2010-06-11 03:04:00

مرگ نفر سوم این سازمان تروریستی بیانگر نکات فراوانی است. نخست آن که نشان دهندۀ این است که دستیابی به نفر نخست این سازمان تروریستی اکنون آسانتر شده و می دانیم که نفر نخست اسامه بن لادن جنایتکار، نفر دوم الظواهری، و سومی هم همین فرد کشته شده است. این همچنین نشان می دهد که رخنه به این سازمان و دستیابی و دستگیری رهبران آن و همچنین کشتن آنها بسیار آسانتر شده است و ادامۀ این حملات موجب سرنگونی و نابودی این سازمان و از بین رفتن همۀ عوامل و حامیان آن خواهد شد و با بهره گیری از شکست و آشفتگی این سازمان حذف کامل آن دشوار نخواهد بود. آن تبهکاران باعث مرگ بسیاری از بیگناهان در عملیات تبهکارانۀ خود و انفجار بسته های انفجاری و درگیر بودن جوانان در آنها شدند تا از طرز تفکر نادان آنها سوءاستفاده کنند. به همین دلیل ما خواهان حذف همۀ اعضا و رهبران این سازمان هستیم؛ چرا که آنها یک ماشین کشتار هستند و بر ضد مردم بیگناه هدف گیری شده اند. مرگ این جنایتکار هشداری برای همۀ اعضای این سازمان و بن لادن است تا این سازمان را ترک کنند و خود را تسلیم نمایند تا پیش از کشته شدن عادلانه مجازات شوند.

2010-06-09 11:02:00

مرگ نفر سوم القاعده مهمترین دستاورد نیروهای ائتلاف و دوست ایالات متحده است.

نبيل2010-06-09 11:01:00

کشتن نفر سوم القاعده دستاورد بزرگی است و با سقوط این سازمان مترادف است و تأثیری منفی بر همۀ اعضای این سازمان به ویژه آن که نیروهای امنیتی او را در افغانستان کشتند، خواهد داشت. کشتن او که پس از اسامه بن لادن و الظواهری نفر سوم القاعده محسوب می شد، نشان دهندۀ نزدیک شدن این نیروها به کوبیدن سر ما به سنگ است و این نیروها بن لادن را که موجب مرگ بسیاری از گناهان در عراق، و افغانستان شده است، به زودی و با حملات پیاپی خواهند کشت و این حملات در عراق و افغانستان موجب ترس و هراس درونی این سازمان شده است که به دلیل از دست دادن رهبران خود ضعیفتر از گذشته می باشد. قرار بود در صورت مرگ اسامه این تبهکار جانشین او شود و با مرگ او اکنون اسامه بن لادن باید تبهکار دیگری را برای این کار بیاید و مرگ او تنبیهی است در پاسخ به همۀ جنایاتی که آنها بر ضد مردم بسیاری از کشورهای گوناگون جهان مرتکب شده اند.

* نشان دهنده فیلد اجباری است

نام:
ایمیل*:
اظهار نظر*
1800 حرف باقی مانده است (حداکثر 1800)
شماره ها را وارد کنید
Captcha