القاعده در حال از دست دادن حامیان خود در گروه های جهادی دنیای عرب می باشد

تحلیل توسط کمیل طویل از لندن
برای تارنمای الشرفه
2010-06-21



							[محمود ترکیه/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ] رهبران گروه مبارزه اسلامی لیبی (ای آ اف جی) تصمیم خود منبی بر محکوم کردن خشونت را در یک کنفرانس مطبوعاتی در مارس 2010 توضیح دادند.

[محمود ترکیه/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ] رهبران گروه مبارزه اسلامی لیبی (ای آ اف جی) تصمیم خود منبی بر محکوم کردن خشونت را در یک کنفرانس مطبوعاتی در مارس 2010 توضیح دادند.

القاعده علاوه بر محدودیت های امنیتی که در بسیاری از کشورهای جهان با آن روبرو می باشد با چالش مهم دیگری با گروه های «جهادی» که سالیان متمادی برای جذب جنگجویان از آنان بهره می گرفت هم روبرو شده است. این چالش به استفاده خشونت مسلحانه و در بسیاری از موارد دیگر خشونت همه جانبه برای دست یافتن به اهداف القاعده مربوط می شود.

این مخالفت ها دیگر محدود به گروه یا کشور خاصی نمی باشد. این مخالفت ها ترکیب وسیعی از «گروه های جهادی» که در ایده های خودشان تجدید نظر نموده و بسیاری از فعالیت های گذشته خودشان که القاعده هنوز انجام می دهد را خاتمه داده اند را هم شامل می شود.

شکاف ایجاد شده در حلقه های درون گروه های ذکر شده در جهان عرب ابتدا در اواخر دهه 90 میلادی ظاهر شد.

الجماعه الاسلامیه (گروه اسلامی) که بزرگترین گروه مسلح جهادی در مصر بود، هنگامی که یک طرفانه در ماه مه 1997 اعلام کرد که همه عملیاتش را متوقف کرده است باعث شگفتی جنبش جهادی در مصر و خارج از کشور گردید.

القاعده ظاهراً از بیانیه الجماعه الاسلامیه خیلی راضی نبود. جهاد اسلامی مصر که گروه «جهادی» کوچکتری نسبت به الجماعه الاسلامیه می باشد و یکی از پایه گذاران «جبهه بین المللی اسلامی بر علیه یهودیان و جنگجویان صلیبی» که اسامه بن لادن در فوریه 1998 در افغانستان به وجود آورد سعی کرد الجماعه الاسلامیه را متقاعد کند که این گروه لزومی بر اعلام خاتمه جنگ بر علیه دولت مصر ندارد.

این گروه به رهبری ایمن الظواهری پیامی به الجماعه الاسلامیه ارسال کرد که آنچه که آنها انجام داده اند «پایان جهاد» محسوب می شود و این مسئله به این خاطر که در اسلام به «جهاد تا آخرین روز» توصیه شده است، مجاز نمی باشد.

با این حال، آنچه که منتقدان الجماعه درک نکردند این بود که این گروه از قبل در مورد اشتباه دست گرفتن سلاح برای سرنگون کردن دولت و اشتباه متوسل شدن به خشونت پی برده بود و به این خاطر با اعتقاد بر خطا بودن موضعشان نه بخاطر خشنود کردن دولت مصر، به خطای خود اعتراف کردند.

این حقیقت دارد که رهبران الجماعه الاسلامیه به زندان محکوم شدند، اما این هم حقیقت دارد که آنها به اشتباه در دست گرفتن سلاح بر علیه رژیم هم بدون هیچ فشاری پی برده بودند.

این افراد که برخی از آنان ستونهای چهارچوبی که ایدئولوژی جهادی که در دست گرفتن سلاح برای سرنگون کردن «رژیم های کافر» را مشروع کرده بودند، محسوب می شوند روی اقدامات خود که از دهه 80 آغاز شده بود مجدداً بررسی نموده و نتیجه گرفتند که سیاست های آنان برای اعضای گروه و طرفداران آنان و به طور کل برای مصریان خرابی و ویرانی به بار آورده است.

سپس آنان متوجه شدند – بر اساس آنچه در تحقیقاتی که منتشر نمودند توضیح داده شده است– که توجیهات اسلامی مشروعیت مسلح شدن و کشتن آنان دارای اشتباهات غیر قابل قبولی بر اساس دین اسلام بوده است. پس آنان از این کار استغفار کرده و برای آنچه که انجام داده بودند عذر خواهی نمودند و تعهد کردند که هرگز به خشونت متوسل نشوند.

اصلاحات الجماعه السلامیه همراه با عقب نشینی های سایر جهادی ها در دنیای عرب بود.

در الجزیره، خشونت در نیمه دوم دهه 90 میلادی با قتل عام های وحشیانه هزاران تن از مردم به اوج خود رسیده بود.

اقدامات نسبت داده شده به گروه مسلح اسلامی منجر به بیزاری بخش بزرگی از جهادی هایی که برای سرنگون کردن دولت الجزایر به بهانه جلوگیری دولت از به قدرت رسیدن حزب اسلامی یعنی جبهه رهایی بخش اسلام بعد از باطل کردن نتایج انتخابات در اوایل سال 1992 نبرد می کردند، گردید.

جهادی هایی که بخاطر اقدامات افراط گرایان گروه مسلح اسلامی آواره شده بودند با مذاکرات مخفیانه با دولت به این کار پاسخ دادند که منجر به اعلام پایان عملیات مسلحانه آنان در تابستان سال 1997 گردید. دولت با صدور عفو عمومی برای همه کسانی که سلاح های خود را تا پایان سال 1999 و شروع سال 2000 بر زمین بگذارند به این کار پاسخ داد.

چنین توافقی هم در دهه 1990 در لیبی صورت گرفت و نیروهای امنیتی سرهنگ قذافی شورشی که توسط گروه مبارزه اسلامی لیبی (ال آی اف جی) در سال 1995 آغاز گردیده بود را سرکوب کردند.

«گروه مبارزه اسلامی لیبی» هنگامی که از نظر نظامی شکست خورد از لبنان بیرون رفت و دلایل مربوط به عقب نشینی خود را بررسی نمود.

این گروه به افغانستان رفت و به صورت محرمانه مانند کاری که حزب جهاد اسلامی مصر انجام داده بود، پایان عملیات خود در لیبی را اعلام نمود. اما این کار به این خاطر انجام نشد که توسل به خشونت برای سرنگوم کردن دولت کار درستی نبوده است. این وضعیت تا زمانی که «جنگ بر علیه ترور» ایالات متحده بعد از حملات 11 سپتامبر 2001 اعلام کرد ادامه داشت.

در پس آیند این واقعه، رهبران «گروه مبارزه اسلامی لیبی» متوجه شدند که آنان یک به یک در سرتاسر جهان تا زمانی که سر از زندان های لیبی در می آوردند، سقوط می کنند.

در آن جا وضعیتی مشابه آنچه که در مورد رهبران الجماعه الاسلامیه مصر رخ داد، به وقوع پیوست.

اسلامگرایان لیبایی بازنگری در ایدئولوژی های خود را آغاز نمودند و نتیجه گرفتند که آنان در مبارزه مسلحانه بر علیه رژیم اشتباه کرده اند. آنان اصلاحات فقهی خود را تحت عنوان «مطالعات اصلاحی در درک جهاد، مسئولیت و قضاوت مردم» که در آن اصولی که منجر به کسب چنین نتیجه ای گریده بود را منتشر نمودند. بدون نام آوردن از کسی، آنان استفاده از خشونت بر علیه رژیم های عربی که القاعده و پیروان آنان هنوز از آن پشتیبانی می کنند را مورد انتقاد قرار دادند.

قبل از این که «گروه مبارزه اسلامی لیبی» اصلاحیه های خود را در سال 2009 منتشر نماید، رهبر سابق جهاد اسلامی مصر، دکتر فضل که بخاطر کتاب هایش (مانند راهنمای ضروری آمادگی برای جهاد و خلاصه به دنبال دانش الهی) که در اوایل دهه 90 میلادی در اردوگاه های آموزش مرز افغانستان-پاکستان آموزش داده می شد، «تئوریسین جهادی ها» محسوب می گردید، عقایدش را منتشر کرد.

دکتر فضل که سال 2004 توسط یمن به مصر تحویل داده شد بسیار از اسامه بن لادن و الظواهری که به عنوان جانشین وی در حزب جهاد اسلامی مصر منصوب شده است انتقاد نمود.

کسانی که نسبت به دکتر فضل بدبین بودند گفتند که او در زندان های مصر «اسیر» است و ممکن است وادار به گفتن این بیانیه در مورد مواضعش شده باشد. اما او در یک برنامه رسانه ای این مسئله را رد کرد و در خلال بازدیدهای ایشان از زندان که سعی کرد تا زندانیان جهادی را متقاعد کند از اصلاحاتش در مورد رساله وی که با عنوان «سند صحیح ارشاد فعالیت جهادی در مصر و جهان» منتشر شده بود، پیروی نمایند.

در میان اصلاحات دکتر فضل و اصلاحاتی که گروه مبارزه اسلامی لیبی انجام داده اند، بسیاری از علمای اسلامی دیگر مانند سلفی ها، جهادی ها، اخوانیه هم مواضع مشابهی را اعلام کرده اند و آنچه که در ایدئولوژی القاعده افراط گرایی محسوب می شود را مورد انتقاد قرار داده اند.

سهم عمده ای از این انتقادات به القاعده عراق در زمانی که تحت رهبری ابو مصعب الزرقاوی قرار داشت و اقدامات وی که این کشور را به مرز جنگ داخلی رساند، مربوط می شود.

این انتقاد از القاعده عربستان هم که با انجام یک سری از بمب گذاری ها باعث خشم عموم و به خطر انداختن امنیت ملی کشوری که به خاطر اجرای قوانین شریعت که برای شهروندانش امنیت ایجاد کرده است به خود افتخار می کند، هم مربوط می شود.

مقامات عربستانی یک برنامه شدید امنیتی بر علیه گروههای وابسته به القاعده همراه با برگزاری جلسات مشاوره با دستگیر شدگان جهت متقاعد کردن آنان برای رها کردن آنچه دولت «ایدئولوژی گمراه شده» نامیده است، را به اجرا گذاشتند.

این سازمان مذهبی پر نفوذ در عربستان سعودی همان خطوط را دنبال کرد و مواضع محکمی بر علیه القاعده و حتی ممنوع کردن کمک های مالی به القاعده را اتخاذ نمود.

اقدامات القاعده در مراکش هم نتوانست، حتی در میان گروه های جهادی که برخی از آنان به صورت عمومی بر علیه رهبری القاعده و اقدامات او مانند آدم ربایی برای گرفتن خون بها و بمب گذاری که باعث کشتن شهروندان بیگناه می شود به پا خواستند، فرار کند.

در صدر این منتقدان حسان حطاب، رهبر سابق گروه سلفی «موعظه و مبارزه» که بعدها به سازمان القاعده در مراکش اسلامی تبدیل شد، قرار دارد.

برخلاف این اصلاحات، القاعده دیر یا زود باید در مورد این که آیا سیاست هایش واقعا در راستای اهدافی که تعیین کرده است می باشد بازنگری کند، بویژه این که بخش وسیعی از جهادی هایی که روزی متحدان آن بودند امروز بر این عقیده هستند که القاعده «گمراه» شده است.

مقالات مربوط نوشته شده توسط کمیل طویل:

القاعده در عراق مواجه با چشم انداز تبدیل به یک گروه حاشیه ای است

ارتش جهادگرایان بر دیدگاه های عقیدتی القاعده می تازد

همایش «مردین، سرزمین صلح» ایده یک جهان مجزا را رد کرد

دکتر فضل: بن لادن و الظواهری باید در دادگاه اسلامی محاکمه شوند

نتیجه معکوس تاکتیک های القاعده و کشته شدن مسلمانان

القاعده هنوز به پژوهش های اصلاحی که طبق آن کشتار غیر نظامیان ممنوع است، پاسخی نداده است.

بوک مارکینگ (بایگانی سازی اینترنتی)

.
ارزشیابی مقاله:0 /5 (0رای)
.
خواهشمند است دیدگاه خود را پیرامون این مقاله با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم

دیدگاه های خوانندگان

عبد2011-07-28 08:02:00

هر کس مردم را بکشد، همین سرنوشت را خواهد داشت.

سعد عبدالحميد2011-07-16 12:01:00

اسامه بن لادن ملعون، حشره موذی و نفرت انگیزی که بدن های پاک را آلوده می کرد، هر جنایتی را علیه کشورهای عربی و اسلامی انجام داده است. بنابراین، من از مردم عراق می خواهم که در برابر تروریسم و تروریست ها بایستند. به درگاه خدا دعا می کنم که درد و رنج مردم عراق پایان یابد. این جنایتکاران حتی مساجد را نیز نابود کرده اند. بنابراین، خدا این تروریست ها را مجازات کند که چنین عملیات ناجوانمردانه و کثیفی را اجرا کرده اند. فقط خدا می داند اسامه بن لادن چه بلایی سر اعراب و مسلمانان آورد. او همچنین مرکز تجارت جهانی را در آمریکا از بین برد تا بین مسلمانان و مسیحیان تفرقه بیاندازد و همه مسلمانان را از کشورهای خارجی اخراج کند. حق همواره پیروز است. با این حال شکر خدا این کشورهای خارجی می دانند که اسامه بن لادن در صدد تفرقه افکنی و اعمال فشار بیشتر بر مسلمانان در همه دنیا بوده است.

ناظم عبود2011-05-24 03:00:00

سازمان تروریستی القاعده پس از تغییرات شاهد پستی و بلندی های زیادی در زمینه قدرت خواهد بود. در واقع مرگ اسامه بن لادن این سازمان را تضعیف کرده است. با این حال ممکن است در دوره بعدی این سازمان به منظور انتقام گیری فعالیت های خود را از سر گیرد. لذا ممکن است بین اعضا و رهبران سازمان القاعده درگیری هایی رخ دهد؛ مخصوصا به خاطر اینکه هر دسته از آنها می خواهد رهبری این سازمان را برعهده گیرد. بنابراین القاعده شاهد دوره ای از شکست، تخریب، ضعف و بی نظمی خواهد بود؛ چرا که اعضای آن به ویژه در انجام عملیات تروریستی، به دلخواه خود رفتار می کنند. بنابر این آنها چه قوی باشند چه ضعیف، عملیات بمبگذاری، کشتار و ستیزه جویی را انجام می دهند. آنها همچنین مشکلات و مصائب زیادی برای مردم به وجود می آورند، به خصوص در کشورهای اسلامی که به واسطه گروه های تروریستی القاعده دچار مصیبت های جدی شده اند. در واقع این ممالک اهداف آسانی برای این گروه ها به شمار می آیند؛ همان گروه هایی که با استفاده از جنبه مذهبی به استخدام جوانان می پردازند؛ چرا که می خواهند نقشه های ناجوانمردانه خود را علیه مردم بیگناه عملی کنند. در واقع آنها تلاش کرده اند تا با کشتار مردم از شر تمام کسانی که در برابر آنها می ایستند، راحت شوند. بنابراین آنها می خواهند به اهداف تروریستی خود برسند. با این حال، به لطف خدا، این گروه ها مغبون و مایوس خواهد شد و پایان آنها بسیار نزدیک خواهد بود. به امید خدا.

عابر سبيل2011-05-06 00:01:00

قسم می خورم که واژگان این مقاله و نظرات آن پر از ریاکاری و حاوی دیدگاه های کافران غربی است. پیامبر ما (ص) بزرگترین مجاهد است. او یهودیان، اعم از زنان و کودکان را از مدینه بیرون راند. یکبار وقتی یهودیان با زن مسلمان تنهایی در بازار بدرفتاری کردند و حرمت او را شکستند و بدون این که بداند لباس او را کشیدند، او گفت: «اسلام من» و مرد مسلمانی فورا به کمک او آمد و آن یهودی را کشت. بعد یهودیان آن مرد مسلمان را کشتند. طبق اظهارات مغرضانه شما در رابطه با رهبران جهاد، آیا محمد تروریست یا فردی دیوانه بود که می خواست بر مردم حکومت کند تا آنها را هر طور که می خواست و در هر زمانی به قتل برساند؟ قسم می خورم که آنها به این دلیل سرزمین مادری خود را ترک نکردند، بلکه این کار را کردند تا کلام خدا را در جهان ترویج دهند و از شرافت زنان مسلمان دفاع کنند. یکی از آنان پس از آزاد شدنش از زندان های صلیبی آمریکای صهیونیست، از مسلمانان درخواست کرد که برای زنان مسلمان داروی ضدبارداری تهیه کنند، نه مواد غذایی و کمک؛ چرا که آنها کودکان نامشروعی در رحم داشتند. در رابطه با مخالفان مجاهدین باید بگویم که براساس شواهد معتبر مذهبی، همانطور که پیامبر (ص) به ما دستور داده، ما باید به آنها نصیحت کنیم. پیامبر در جای دیگری به ما توصیه کرده که از برادرانمان حمایت کنیم، خواه ستمدیده باشند و خواه ستمگر. حمایت از ستمگران مسلمان در اینجا یعنی توصیه به آنها برای متوقف کردن تجاوزات و تعرضاتشان.

وائل نعمة2010-09-26 14:00:00

من فکر می کنم که ما نیازمند بررسی دوباره و بازنویسی سخنرانی های مذهبی هستیم و سازمان همایش اسلامی باید جلوی صدور فتواهای این ملاهای تازه کار که پشت نقاب اسلام، این دین مهرورزی، برادری، شکیبایی، و امر به معروف پنهان شده و مردم را به آدمکشی و خشونت فرا می خوانند را بگیرند. درود بر شما!

ابن عائشة رضي الله عنها2010-09-19 06:04:00

من از خدا می خواهم که شما را یکی پس از دیگری نابود کند. شما مشتی افراد بی ارزش هستید و سخنان شما نیز بیهوده اند. دشمن واقعی آمریکا کیست؟ شما که در خانه ها می مانید؟! به خدا سوگند که اگر به خاطر خداوند و سپس تلاش های القاعده نبود، آمریکایی های هرگز کشور ما را ترک نمی کردند. آنها به این خاطر رفتند که زیان ها و خسارت های شدیدی را متحمل شدند و به خاطر آسیب هایی که از سوی القاعده دریافت کردند، اکنون می خواهند کشور را هر چه زودتر ترک کنند. اما شما این نعمت را درک نمی کنید تا زمانی که آن را از دست بدهید.

صابر ابو حيان2010-09-17 15:05:00

بسیاری از مردم در بسیاری از کشورها هستند که از ایدۀ ادامه کار با القاعده و همکاری با آنها دست می کشند. به عنوان مثال، بسیاری از جوانان در مغرب بزرگ، به تازگی از ایده ادامه کار با القاعده کار دست برداشته اند. آنها آگاه شده اند که این سازمان اقدام به کشتن مسلمانان و بد نام کردن تصویر اسلام در جهان غرب و عربی کرده است. من فکر می کنم که اگر این جریان ترک القاعده از سوی جوانان ادامه یابد، موجب سقوط و نابودی این سازمان خواهد شد؛ به ویژه پس از شنیدن آن که همکاران آنها که هنوز در حال کار با القاعده بوده اند، محاکمه و مجازات شده اند. آنها پس از بازپروری به زندگی خود باز می گردند و این مطمئنا انگیزه ای برای تشویق بقیه جوانان از ملیت های مختلف برای توبه و ترک این سازمان، و شکستن ترس خود در برابر این سازمان بوده است.

نادر2010-08-21 12:03:00

سازمان جنایتکار القاعده برای تحقق به اهداف خود و سلطه بر کشورهای عربی و مسلمان، و تبدیل آنها به کشورهای تروریستی وابسته به این سازمان، هر کاری را مجاز می داند. از همان آغاز، این سازمان سیاست خود را بر اساس خونریزی و حملات وحشیانه ای که بسیاری از مردم بی گناه را هدف گرفت، بنا نهاد. این سازمان همچنین اهداف اقتصادی و زیرساخت های بسیاری از کشورهای عرب و مسلمان را هدف قرار داد. این باعث شده است که بسیاری از فعالیت های سیستماتیک این سازمان به قتل و غارت پول بی گناهان کشورهای عرب و اسلامی اختصاص یابد و این را پس از متقاعد کردن کشورهای عربی و کشورهای مسلمان به همکاری با خود به منظور گسترش ترس در میان مردم انجام می دهند. بنابراین القاعده به این روش متوسل می شود. هر کس که از آنها پشتیبانی نکند و در برابر آنها موضع بگیرد از نظر آنها خائن است. کشتن شهروندان بی گناه و تخریب دارایی های آنها با به کارگیری مواد منفجره و بمب گذاری های انتحاری از نظر آنها مجاز است. با این حال القاعده محبوبیتی که در آغاز به دست آورده بود را از دست داده است؛ چرا که مردم در کشورهای عربی و کشورهای مسلمان نسبت به سیاست ها و اهداف این سازمان ناآگاه بودند و گمان می کردند که آنها پیرو اصول مذهب و سنت هستند. با این حال، پس از این که آنها جرایم فراوانی را مرتکب شدند دیگر محبوبیت خود را از دست داده و در میان جوانان عرب که از جنایات القاعده آگاه بودند پناهگاهی نیافتند. در نتیجه آنها مردود شده اند و در تمام جهان عرب و مسلمان نسبت به این سازمان احساس تنفر وجود دارد و آنها می خواهند در همه جا با این سازمان مبارزه کرده و آنها را از بین ببرند.

بن مجرم2010-08-03 15:01:00

ای پشتیبانان عقب ماندۀ القاعده! چرا شما دیدگاه های پوسیده و گندیدۀ خود را این جا نمی نویسید؟ به خواست خدا، خداوند شما را در آتش دوزخ شکنجه خواهد کرد.

* نشان دهنده فیلد اجباری است

نام:
ایمیل*:
اظهار نظر*
1800 حرف باقی مانده است (حداکثر 1800)
شماره ها را وارد کنید
Captcha