![]() [بلال قبالان/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ] سعودی ها اعمال تروریستی مانند بمب گذاری ماه مه 2003 که توسط القاعده در ریاض انجام شد را محکوم کرده اند. |
درخواست اخیر سعید الشهری، نفر دوم سازمان القاعده در شبه جزیره عربستان (آ کیو آ پی)، با نام مستعار ابی سفیان الازدی، برای سرنگونی رژیم عربستان نشان دهنده افزایش تلاش های این سازمان برای ایجاد ناآرامی در عربستان بعد از سال ها عدم تخلف امنیتی می باشد.
عربستان سعودی با وارد آوردن ضربات مهلک به القاعده، اکثر شاخه های آن را نابود کرد و اعضای باقیمانده را مجبور به فرار به خارج از کشور بویژه به یمن برای سازماندهی مجدد سازمان نمود.
تغییر در تاکتیک ها
تهدیدات الشهری که در رسانه الملاحم، بازوی رسانه ای القاعده در شبه جزیره عربستان پخش گردید، بعد از درخواست های گذشته الشهری برای قتل مقامات و شاهزاده های عربستان دریافت شده است. سازمان در اوت 2009 در طرح قتل شاهزاده محمد بن نایف، معاون وزارت کشور در امور امنیتی که نقش مهمی در هماهنگی عملیات ضد تروریستی ایفا می کند با شکست مواجه شد.
اجرای برنامه قتل نشان دهنده تغییر در تاکتیک های القاعده در عربستان بود. یک بمب گذار خود را بعد از این که مقامات ارشد عربستانی فکر می کردند وی از یمن باز گشته است تا خود را تسلیم کند و سایر اعضای القاعده در یمن را به انجام همین کار تشویق کند، خود را در حضور شاهزاده منفجر کرد. این حمله باعث به صدا درآمدن زنگ خطر در عربستان بود و نشان دهنده تغییر در عملیات القاعده به جهت هدف قرار دادن مقامات سعودی بعد از اقدامات قبلی که فقط غربی ها را هدف قرار می داد بود.
عملیات قتل همچنین شروع برنامه افزایش و گسترش در فعالیت های شاخه خلیجی القاعده بود که منطقه خود را از انجام عملیات در شبه جزیره عربستان گسترش و آن را به مناطق مجاور و همچنین سایر بخش های جهان انتقال داده است.
بازسازی و گسترش
در شبه جزیره عربستان، سازمان ظاهراً احساس اطیمنان زیادی از توانایی های خود در مناطقی که حضور داشته است، مانند یمن، کرده است. این احساس اطمینان با اشغال مجدد خونین شورشیان حوثی در شمال و جدایی خواهان در جنوب قویتر شد.
علاوه بر مسائل بسیار حساس، دولت یمن هم مشغول رسیدگی به مسئله فقر، بیکاری، کاهش محصولات نفتی و کاهش منابع آب آشامیدنی بود. القاعده بعد از این که با شکست خردکننده ای از طرف نیروهای امنیتی عربستان سعودی در طی سال های اخیر که در پی شروع عملیات خود در عربستان از ماه مه 2003 روبرو شده بود، همه این موارد را یک فرصت طلایی برای بازسازی خود در یمن دید.
اتحاد دو بال القاعده در عربستان سعودی و یمن در فوریه 2008 تحت نام «القاعده در شبه جزیره عربستان» نشان دهنده شروع مجدد فعالیت های سازمان بود. ناصر الوحیشی قبل از استرداد به یمن در سال 2003 در ایران زندانی بود. وی در سال 2006 از زندان گریخت و رهبری سازمان جدید را بر عهده گرفت. الشهری که تبعه عربستان بود هم معاون وی شد. نفر دوم در برنامه مناصحه که به مظنونین افراط گرا که شامل افرادی که ایالات متحده آمریکا از زندان گوانتانامو آزاد کرده بود می گردید هم دست داشته است.
الشهری یکی از کسانی بود که از گوانتانامو بازگشت. او ادعا کرده بود که یک تاجر فرش است که به اشتباه در پاکستان دستگیر شده است و اتهام سفر بخاطر جنگیدن در کنار القاعده بعد از حملات 11 سپتامبر 2001 را تکذیب کرده بود. وی همچنین ظاهراً اسامه بن لادن را محکوم کرده است. به طور واضح او توانسته بود احساسات واقعی خویش را مخفی کند.
بعد از راه اندازی مجدد در یمن، سازمان القاعده در شبه جزیره عربستان در ابتدا در پی بازسازی رده های خویش و جذب عناصر جدید، بویژه از عربستان سعوی و برخی از افراد عضو برنامه مناصحه مانند الشهیری بود.
تلاش های جذب نیرو همراه با برنامه های فشرده برای جذب کمک های مالی از حامیان بود. صحنه برای زنان «سازمان القاعده در شبه جزیره عربستان» مانند وفا الشهری که با نام ام هاجر الازدی شناخته می شود، آماده شد تا سازمان نقش بزرگتری در جذب افراد و جمع آوری کمک های مالی و تلاش های انتقال و همچنین مخفی کردن افراد تحت تعقیب از دست نیروهای امنیتی بازی کند.
سازمان القاعده در شبه جزیره عربستان همچنین در جبهه های متعدد دیگری هم کار کرد. این شامل گسترش تئاتر فعالیت هایش در ایالات متحده آمریکا هم بود (تلاش شکست خورده 25 دسامبر 2009 که توسط تبعه نیجریه ای، عمر الفاروق عبد المطلب که دانشجویی در یمن بود، برای انفجار پرواز داخلی دیترویت قرار بود انجام شود).
سازمان همچنین کانال های ارتباطی و همکاری با حرکت الشباب المجاهدین در سومالی که حمایت خود از اسامه بن لادن را در جنگ بر علیه آمریکا و کشورهای غربی اعلام کرده بود، برقرار نمود.
همکاری بین «سازمان القاعده در شبه جزیره عربستان» و الشباب در سومالی پس از حملات هوایی بر علیه محل های استقرار القاعده در یمن علنی شد. الشباب در آن زمان اعلام کرد آنان آماده اند با ارسال جنگجویان به یمن به القاعده کمک کنند. در عوض شاخه خلیج القاعده از الشباب خواست تا در بستن تنگه باب المندب که بین یمن و سومالی قرار دارد و دریای سرخ را به خلیج عدن وصل می کند، همکاری نماید.
شکست مستمر برای بازسازی در عربستان
اما موفقیت های «سازمان القاعده در شبه جزیره عربستان» در گسترش فعالیت هایش در داخل و خارج از یمن با موفقیت در انجام عملیات بزرگ در داخل عربستان سعودی که کانون اصلی تلاش های سازمان بود، همراه نشد.
مقامات عربستانی در چند نوبت در دو سال گذشته اعلام نمودند که بسیاری از شبکه های مرتبط به آنچه دولت عربستان به عنوان یک «گروه منحرف» در اشاره به گروه القاعده نامگذاری کرده است را متلاشی کرده اند. این مسئله نمایانگر تلاش های مدام «سازمان القاعده در شبه جزیره عربستان» برای بازسازی شاخه های خود در عربستان سعودی می باشد؛ تلاشی که دائما هنگام شکل گیری یک گروه توسط نیروهای امنیتی خنثی شده است.
به همین منظور، گروه جدید الشهری درخواست سرنگونی رژیم عربستان را در این شرایط نموده است: تلاشی تکراری باری بازسازی گروه های «سازمان القاعده در شبه جزیره عربستان» در عربستان سعودی.
«سازمان القاعده در شبه جزیره عربستان» ممکن است اعلام این درخواست را همزمان با شروع ماه رمضان تنظیم کرده باشد تا بتواند حس همدردی مردم را در این ماه مبارک که مسلمانان کمک های نقدی بسیاری را صرف فعالیت های خیریه می کنند، جلب نماید. مقامات مذهبی عربستان سعودی فتوایی صادر کرده اند که بطور واضح کمک به گروه های تروریستی را منع کرده است.
موفقیت های نیروهای امنیتی سعودی ظرف سال های گذشته نشان دهنده این است که فرصت های القاعده برای انجام حملات مهم تحت این شرایط اندک می باشد. اما نیروهای امنیتی عربستان احتمالاً آگاه هستند که تنها چیزی که القاعده به آن نیاز دارد فقط یک نفر است که ایده هایشان را قبول کرده و بخواهد پروژه آنان را اجرا نماید.
از طرف دیگر اکثر عربستانی ها تمایلی برای قبول ماجراجوئی های جدید القاعده مشابه با آنچه سازمان در ماه مه 2003 با یک سری بمب گذاری و کشتاری که قلب اقتصادی عربستان سعودی را هدف قرار داد ندارند. چنین ماجراجوئی هایی در وهله اول و در نهایت به شهروندان عربستانی صدمه خواهد زد.
ها! دیدگاه های آمریکایی ها خیلی باحال هستند! آری، او مخالف توسعه و پیشرفت است. البته این را تنها کشیش های کاخ سفید و صهیونست ها می گویند!
این سازمان از همۀ انسان های روی زمین بیزار است؛ چرا که این امر باعث انتشار ایده های مخرب و ممنوعه می شود. این سازمان برای نابود کردن اقتصاد همه کشورها و تخریب زیرساخت های آنها تلاش می کند. القاعده در تلاش است تا این کار را در مکان های گوناگون انجام دهد؛ اما کار آن در بسیاری از کشورها شکست خورده است. این سازمان اقدام به انتشار ایده ها و فرهنگ ها کرده است؛ اما موفق به کسب محبت همه مردم نشده است. امروزه همه این سازمان، که مردم را کشته است و فرزندان آنها را یتیم و زنان آنها را بیوه کرده است را رد می کنند. امروز این سازمان به پایان راه رسیده است. همه اعضا و رهبران آن هدف هستند. به همین دلیل است که به تدریج دستگیر می شوند. من فکر می کنم که دیگر کسی از آنها نیست که در میان احزاب عرب و مسلمان، حتی در میان کسانی که آگاهی و دانش ندارند، از محبوبیت برخوردار باشد.
امروز، القاعده در بیشتر کشورهای جهان، به ویژه جهان عرب و مسلمان، به شدت رنج می برد؛ چرا که واقعیت این سازمان کثیف رو شده است و شده است و شعارهای آنها دیگر کسی را فریب نخواهد داد. هیچکس دیگر دروغ های القاعده و رهبران آن، مانند اسامه بن لادن، الظواهری و دیگران باور نمی کند و هیچ احترامی به آنها نمی گذارد؛ رهبران این آشوب ها به نام دین و جهاد با فساد افکار مردم را منحرف نموده و آنها را گمراه می کردند و این مردم هم با افکار تحریف شدۀ خود در پی یافتن راه حلی برای القاعده بودند تا دروغ های این سازمان را باور کند. است. بنابراین من فکر می کنم که امروز اعراب و مسلمانان از واقعیت کثیف القاعده و ترفندهای آن آگاه هستند و دیگر کسی فریب آن را نمی خورد؛ بلکه برای رو شده است. ما اعتقاد داریم که امروز القاعده از سال تأسیس این سازمان تروریستی، تحت سخت ترین شرایط می باشد.
باز هم مثل همیشه مقالۀ خوبی بود آقای کمال الطویل! با سپاس.
بی تردید سازمات تروریستی القاعده منافع عربستان را تهدید نمی کند و همۀ ما خوب می دانیم که آنها برای ایمن شدن پول کلانی می پردازند. عربستان از جمله نخستین کشورهایی است که از تروریسم حمایت کرده است و به همین خاطر همواره از ثبات برخوردار خواهد بود. افزون بر این اسامه بن لادن، رهبر القاعده، خود عربستانی است در آن کشور دارای کاسبی است. بنا بر این هرگز چگونه می تواند به آنهایی که به او پول، پناهگاه، و پشتیبانی ارائه می دهند، حمله کند. همه از نقش عربستان سعودی در سازماندهی سازمان های تروریستی جهان آگاه هستند و می دانند که بیشتر تروریست ها عربستانی هایی هستند که پیرو وهابی ها می باشند و ایده های تکفیری دارند و دولت عربستان با آنها به دیدۀ تروریسم رفتار نمی کند. بنا بر این به نظر من از همین رو است که سازمان تروریستی القاعده به آنها یورش نیاورده و به خاطر همکاری عربستان ثبات آنجا را برهم نزده است.
تروریست ها نمی توانند از کشور پادشاهی عربستان سعودی انتقام بگیرند؛ چرا که این کشور رهبری دانا دارد و بهترین چیز دربارۀ این کشور و ثبات آن مردمی هستند که از دولت پشتیبانی می کنند. همین امر تروریست های القاعده را در وضعیت دشواری قرار داده است و آنها نمی توانند عربستان، که دارای نیروهای امنیتی با تجربه ای است و میان مردم فرق نمی گذارد، را ناامن نمایند. آنها همواره بر ضد القاعده و اعضای آن دست به عملیات می زنند و با دستگیری آنها ایشان را به پیشگاه قانون می آورند تا ثبات کشور تضمین شود و امنیت بازرگانی و سیاسی آن برهم نخورد. به همین دلیل است که دولت عربستان سعودی باید همگامی خود را با مردمش حفظ کند و بداند که مردم این کشور می خواهند که القاعده آنها را به حال خود رها کند.
القاعده قادر نیست تا هر کشوری در جهان، و نه تنها عربستان سعودی را بی ثبات کند؛ چرا که همه می دانند ایدئولوژی این سازمان های تروریستی چه هستند، و همچنین آنها عقب ماندگی و ویرانی را به هر کشوری وارد می کنند. به همین دلیل است که آنها قادر نیستند کشور پادشاهی عربستان سعودی را بی ثبات کنند؛ چرا که این کشور با نیروهایی که توانایی رویارویی با سازمان تروریستی القاعده را دارند، به خوبی محافظت می شوند. بنابراین، هر کسی که می خواهد از این کشور پادشاهی انتقام بگیرد، باید پاسخ مناسب خود را از عربستان سعودی دریافت کند. این کشور پادشاهی برای مدن طولانی از ثبات بهره مند و برخوردار بوده است و و نه سازمان القاعده و نه هر کس دیگری توانایی آن را دارد تا آن را واژگون کند؛ چون این کشور مرزهای خود را خوبی کنترل می کند و این امر از ورود هر تروریستی به عربستان سعودی جلوگیری کرده است.
ما نمی توانیم تهدید های تروریستی مطرح شده توسط سازمان کثیف تروریستی القاعده در هر نقطه ای بر روی زمین، به ویژه در عربستان سعودی، دست کم بگیریم؛ چرا که رهبران ارشد و اعضای این سازمان کثیف از عربستان سعودی هستند که به عنوان تکفیری ها و اندیشه های افراطی در عربستان سعودی رایج گردیده اند. این امر محیط مناسبی را برای گسترش افکار تروریستی در این کشور ایجاد نموده است. در نتیجه، می بینیم که القاعده می تواند به اهداف خود در عربستان سعودی دست یابد؛ چرا که بسیاری از مردم عربستان از افکار القاعده تأثیر پذیرفته اند. اگر این سازمان به شدت از سوی دولت عربستان ترسانده نشده بود، می توانست امنیت و ثبات این پادشاهی را تضعیف کند. این امر آن را برای دولت عربستان سعودی لازم می سازد تا همه اقدامات ضروری و سنجیده لازم را برای خشک کردن منابع تروریسم و از بین بردن آن و مروج افکار متعصب و افراطی انجام دهد؛ چرا که آنها سوختی را ارائه خواهند نمود که ممکن است شرایط امنیتی در عربستان سعودی را از بین ببرد.
سازمان کثیف تروریستی القاعده همۀ تلاش خود را نمود تا امنیت و ثبات در کشور پادشاهی عربستان سعودی را تضعیف نماید و این کار را با انجام حملات مختلف خودکشی انتحاری بر علیه منافع کشور و نهادهای حیاتی انجام داد. با این حال، این سازمان، با وجود تمام تلاش های تب دار خود، موفق نشد تا بر عربستان سعودی و یا مردم آن مؤثر واقع شود؛ بلکه، امروز عربستان سعودی در راس کشورهایی قرار دارد که با تروریسم مبارزه می کند و سعی می کند تا آن را در خاک خود از بین ببرد. این بدان سبب است که این کشور دریافته است که القاعده تهدیدی واقعی برای عربستان سعودی و منافع مردم آن می باشد. با این حال، این سازمان هرگز موفق نشد تا ثبات در عربستان سعودی را دچار لغزش کند؛ چون سعودی ها متحد هستند و دولت عربستان سعودی به طور جدی از تمام راه های ممکن با تروریسم مبارزه می کند.
به نظر می رسد که منابع منظم تامین مالی القاعده، پس از مرگ اسامه بن لادن و انقلاب های معروف به بهار ...
به بحث بپیوندید
#comment#