![]() [خالد دسوقی/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ] ابراز خشم دادستان کل عبدالمجید محمود نسبت به شکست مسئولین موزه در محافظت از نقاشی. |
مسئولین امنیتی و جامعۀ هنری قاهره پس از به سرقت رفتن نقاشی معروف وینسنت ون گوگ «گل های خشخاش» در روز شنبه (21 اوت) از موزۀ محمد محمود خلیل سخت غافلگیر شده اند.
تحقیقات اولیۀ پلیس تأیید کرد که عدم به کارگیری اقدامات امنیتی به سرقت نقاشی 55 میلیون دلاری کمک کرده است.
پس از بررسی صحنه با تیمی از بازرسان، دادستان کل مصر، عبدالمجید محمود، خشم خود را نسبت به اداره کنندگان موزه به خاطر شکست آنها در تأمین امنیت مناسب برای آثار هنری ابراز کرد. فقط هفت دوربین از 43 دوربین امنیتی کار می کرد و هیچیک از زنگ های خطر نصب شده برای نقاشی ها کار نمی کردند.
محمود روز دوشنبه دستور بازداشت محسن شعلان، رئیس امور هنرهای زیبا در وزارت فرهنگ و چهار تن از مسئولین موزه را به مدت چهار روز تا تکمیل شدن تحقیقات در مورد سرقت صادر کرد. یکی از قضات قاهره مدت بازداشت را به 15 روز تبدیل کرد. بنا به گزارش ها شعلان به «سهل انگاری» متهم شده است.
این نقاشی پیش از این یک بار در سال 1978 هنگام انتقال آثار هنری موزۀ خلیل به تالاری در منطقۀ زامالک در قاهره به سرقت رفته بود. نقاشی مزبور دو سال بعد در محلی که فاش نشده است در کویت کشف شد.
تحقیقات فاش ساخته است که این سرقت به روشی نسبتاً ابتدایی انجام شده است. دزد این نقاشی با ایستادن روی یک «کاناپه» از شیئی تیز برای برداشتن آن استفاده کرده است. وی موزه را بدون جلب توجه یا دیده شدن توسط دوربین های امنیتی یا به کار انداختن زنگ خطر، ترک کرده است.
محمود از 14 تن از مقامات وزارت فرهنگ از جمله فاروق عبدالسلام، رئیس دفتر وزیر فرهنگ، ریم احمد، مدیر موزۀ محمد محمود خلیل و شعلان در مورد این سرقت اظهار به گرفته است.
شعلان در یک بیانیۀ مطبوعاتی پیش از بازداشت گفت: «نقاشی به شیوه ای بسیار ساده دزدیده شده است.» وی افزود که نقاشی مزبور اخیراً در یک نمایشگاه بزرگ در ایتالیا به نمایش درآمده و فقط چند روز پیش به موزه در قاهره بازگردانده شده بوده است.
مصطفی رزاز هنرمند و عضو کمیتۀ توسعۀ موزه به الشرفه گفت: «در موزۀ محمود خلیل، شمار زیادی از نقاشی های ارزشمند وجود دارند که معروف ترین آنها گل های خشخاش است.»
وی افزود: «این نقاشی به یک سالن نمایشی با اقدامات امنیتی نوین شامل دوربین ها و زنگ هایی که دیوار محل آویختن تابلو را پوشش می دادند، اختصاص داده شده بود.»
با این وجود، رزاز گفت که وزارت فرهنگ تصمیم گرفته بود که در موزه برخی نوسازی هایی را به انجام برساند.
وی گفت: «مقامات تصمیم گرفته بودند که طی انجام تعمیر و نوسازی موزه را نبندند و همین امر منجر به بروز خلاء امنیتی و سرقت شده است.»
رزاز با توجه به امکان قاچاق این اثر هنری به خارج از مصر، توضیح داد که وقتی که مقامات، پلیس بین الملل را از خروج نقاشی از کشور آگاه کنند، پلیس بین الملل یا اینترپل، در صورتی که نقاشی در مزایده ای به نمایش گذاشته شود، دزد را رد گیری خواهد کرد.
رزاز گفت که «گل های خشخاش» در اوایل دهۀ 40 به مصر آمد، هنگامی که هنرمند فقید مصری و نماینده پیشین مجلس محمد محمود خلیل طیف گسترده ای از نقاشی های ارزشمند را از اروپا خریداری کرد.
«گل های خشخاش» یکی از مهمترین کارهای هنری ون گوگ می باشد، که در سال 1887، سه سال پیش از اینکه او خودکشی کند، کشیده شده بود.
به عنوان بخشی از توسعه در کشورهای عربی، به ویژه کشورهای خلیج، آنها توانسته اند تابلوهای مشهور و معتبر جهان را بدون ترس یا نگرانی در موزه های خود قرار دهند. موزه های کشورهای عربی امروز در کنترل کارکنانی قرار دارند که از تکه های به یاد ماندنی و نقاشی های بین المللی مراقبت می کنند. آنها به خوبی و با تجربه و بسیار دقیق در حفظ این گنجینه های گرانبها از آسیب و یا سوء استفاده می کوشند. همچنین آنها به دستگاه های پیشرفته و سیستم های نظارتی لیزری برای محافظت از این اشیای گرانبها و نقاشی مجهز شده اند. بنابراین من فکر می کنم که پس از همۀ این تلاش ها، جهان عرب دارای موزه هایی است که ما بدون نگرانی می توانیم ببینیم که شاهکارهای نگارگری در آنها به نمایش درآمده اند و مایۀ ستایش همگانم شده و زمینه را برای متخصصان هموار ساخته است تا برای تماشا و لذت بردن از این نقاشی های شناخته شده و مشهور جهانی که به این موزه بیایند.
نقاشی ها و آثار هنری هنرمندان بسیار مشهور غربی است که موزه های عربی قرار دارند و باید بخشی از آنها حفظ شده و یا با ارزش بسیار بالایی جهت جذب گردشگران خریداری شوند. با این حال ما هنوز هم تا امروز به دلایل زیادی متوجه انجام این مرحله نشده ایم. در واقع این نقاشی ها بسیار گران هستند و نباید در معرض دزدی یا آسیب دیدگی قرار بگیرند. در موزه های اروپا از این تابلوهای نقاشی به شدت مراقبت می شود و کارشناسان و مسئولانی هستند که حضور آنها ارزش این نقاشی های جهانی را افزایش داده و موجب جذب گردشگران از سراسر جهان برای لذت بردن از هنرهای زیبا در آمیزه ای از رنگ و طراحی می شوند. کارکنان موزه های عربی که مسئول این موزه ها هستند، نه صلاحیت دارند و نه تجربه! بنابراین نگرانی های بسیاری نسبت به آسیب دیدن تابلوهای نقاشی موجود در این موزه های عربی به دلیل نادانی مسئولان آن وجود دارد. افزون بر این، این نقاشی ها ممکن است ارزش هنری و مادی خود را از دست بدهند و هیچ چیز را نمی توان جایگزین از دست دادن نقاشی های معروف بین المللی کرد.
موزه ها در کشورهای عربی آسیب های فراوانی دیده اند و از این موزه ها غفلت فراوانی شده است. در کشورهای عربی ما از نظر تامین امنیت کامل و نصب سیستم های هشدار دهنده ای که از دزدی آثار هنری، تابلوهای نقاشی، و اشیاء گرانبها جلوگیری می کنند، هیچ اهمیتی به موزه ها نمی دهیم. بنابراین ما نیاز به تغییر این واقعیت داریم و باید با همان میزان مسئولیت که کشورهای اروپایی جهت تامین امنیت موزه های خود عمل می کنند، به پیش برویم تا موزه های عرب بتوانند احترام و شهرت خوبی را کسب نمایند. در این رابطه شاهکارهای گرانبهای فراوانی از موزه ها دزدیده شده اند و بیشترین دزدی ها به دلیل ضعف و ناکافی بودن اقدامات امنیتی برای جلوگیری از دزدی، صورت می گیرند.
چند روز پیش، یک حادثه عجیب و غم انگیز رخ داده است و یکی از نقاشی های معروف از یکی از موزه های مصر ربوده شده است. نام این نقاشی «گل خشخاش» است و توسط هنرمند ون گوگ کشیده شده است. این چیز غم انگیزی است که شک و تردید ناظران و علاقمندان به هنر بین المللی را افزایش می دهد. سرقت نقاشی به این شیوۀ عجیب به گونه ای که توسط پلیس و محققان در مصر اعلام شد، نشان می دهد که اقدامات امنیتی در این موزه انتظارات برآورده نکرده، دولت نیز از موزه و و سیستم امنیتی آن غفلت کرده است. سرقت این نقاشی و موفقیت دزد در گریختن بدون اینکه توسط دوربین و یا سیستم های زنگ دار کشف شود، نشان می دهد که کمبود شدیدی وجود دارد، مقامات و کارگران نمی دانند که چگونه از چنین آثار جهانی معروفی نگهداری کنند. به همین دلیل آنها باید مجازات شوند، و ما باید در توسعه سیستم های امنیتی در موزه تلاش کنیم و از تجربیات کشورهای توسعه یافته در حفظ امنیت موزه های خود و حصول اطمینان از امنیت نمایش این آثار با ارزش در سطح بین المللی تلاش کنیم. ما فقط باید اذعان کنیم که موزه های عربی ما از غفلت رنج می برند و قادر به برآورده ساختن انتظارات کسانی که علاقه مند به تاریخ، و تشنۀ یافتن مسیر خود از طریق آثار این موزه ها نیستند. بسیاری از ساختمان موزه ها طراحی و ظاهری نامناسب دارند و در مقایسه با موزه های بین المللی قدیمی و از مد افتاده هستند. علاوه بر این، ملت عرب فاقد فرهنگ موزه رفتن می باشد و اهمیت آنچه که در درون موزه ها است را درک نمی کنند. این نادانی محدود به شهروندان نیست و دست اندکاران این موزه ها را نیز شامل می شود؛ زیرا آنها علاقه زیادی به حفاظت و نگهداری آثار مکشوفه باستانی ندارند و برای آنها مهم نیست که آنها آثار عربی هستند و یا نقاشی های جهانی هستند...[دنبالۀ این دیدگاه به دلیل طولانی بودن آن حذف شده است.]
بسیاری از موزه های عرب از توجه افرادی که مسئولیت آنها را بر عهده دارند، برخوردار نمی باشند. آنها نمی دانند که چگونه به حفظ میراث فرهنگی بپردازند. نقاشی های ایجاد شده توسط بسیاری از هنرمندان مشهور بین المللی نمی تواند در موزه های کشورهای عربی نگهداری شود؛ چرا که دولت های عربی پشتیبانی محدودی را برای حفاظت و نگهداری از این موزه ها ارائه می کنند. علاوه بر این، مدیران از این موزه ها نادان هستند و ارزش مادی این آثار را نمی دانند، و همچنین عملکرد ضعیف سیستم های امنیتی در این موزه ها از موارد دیگر هستند. در نتیجه، ما بر این باور هستیم که موزه های عربی ارزش حفظ نقاشی جهان را ندارند؛ زیرا این موزه ها در زمینۀ استفاده از خدمات و یا حفاظت از نقاشی ها با استانداردهای بین المللی برابری ندارند.
در جهان عرب، هیچ موزه ای که قادر به محافظت از نقاشی های هنرمندان مشهور غربی باشد و این به خاطر مسائل مختلف، جنگ و عدم درک متقابل میان اعراب در مورد چنین چیزهایی است. علاوه بر این، بسیاری از موزه های عرب شرایط مناسب مورد نیاز برای حفظ چنین نقاشی های بین المللی را ندارند. این آثار باید در شرایط محیطی مناسب، و به دور از گرما، سرما و رطوبت نگهداری شود و این استانداردها در بسیاری از موزه های عربی در دسترس نیستند و به همین دلیل هیچ یک از آنها مناسب برای حفظ این نقاشی های جهانی نمی باشند. علاوه بر این، ضعف های سیستم امنیتی موزه های کشورهای عربی و عدم توانایی آنها برای حفاظت از نقاشی هایی جهان که میلیون ها دلار قیمت دارند، دلیل دیگری برای ناتوانی موزه های عرب در محافظت از آنها است. علاوه بر این، دولت های عرب از موزه ها غفلت کرده اند، و اعراب قادر به مراقبت از آثار نقاشی خود نبودند که در نتیجه، تبهکاران آنها را دزدیده و به بیرون از کشور برده اند. بنابراین، با این وضع آیا آنها قادر به حفظ نقاشی های جهانی که توسط خطرناکترین هدف قرار می گیرند، هستند؟ این غیر ممکن است. بنابراین، موزه های عربی قادر به حفظ آثار و نقاشی های بین المللی نیستند که دلیل آن ضعف عملکرد سیستم امنیتی است.
چرا آنها این تابلوی ارزشمند را دزدیدند؟ آیا آنجا نظارت کافی وجود نداشت؟ حتی اگر کسی خانه ای ساده بسازد، از این امر آگاه است که ممکن است دزدی بیاید و بخواهد تکه ای از چوب یا میله آهن آن را سرقت کند. چرا باید چنین غفلت شدیدی وجود داشته باشد؟ هر کسی که مسئول محافظت از این نقاشی ها بوده است، باید بازداشت شود، حتی اگر او سرباز، افسر، یا حتی یک وزیر بوده است. حتی اگر آنها این اثر را بازگرداند، اما آنها [این افراد مسئول] باید به دادگاه آورده شوند. خدا کافی است. او بهترین محافظ در برابر دست خیانتکار این کشور است.
دزدیدن این تابلو یک غفلت و بی توجهی چشمگیر محسوب می شود و همۀ مقامات باید در امر تأمین امنیت مسئول و پاسخگو قلمداد شوند. آنها باید به سخت ترین مجازات ها محکوم گردند تا درس عبرتی برای دیگر مقامات گمراه شوند.
فساد به استخوان رسیده است. هیچ کس در هر موقعیتی که باشد دیگر اعتباری ندارد. این یک فاجعه واقعی است و باعث سرخوردگی بیشتر جوانان بیکار شده است. در نتیجه جنبش هایی که ادعا می کنند به اسلام تعلق دارند و نیز جنبش های دیگر، همه این فساد و نا امیدی را به خدمت منافع خود به کار می بندند. آنها از جوانان در مقابل دولت و نظام استفاده می کند. جوانان هم به بمب تبدیل می شوند. فاجعه واقعی است که هیچ کس نمی تواند این همه نارضایتی عمومی علیه رئیس جمهور مبارک و پسران او را تشخیص دهد. این فاجعه ای واقعی است. رئيس جمهور مبارک صلح و امنیت کشور خود را تا آنجا که می توانست تحت شرایط بسیار پیچیده و مشکل بین المللی حفظ نمود. با این حال برخی از مردم خواستار شکستن پیمان صلح میان مصر و اسرائیل به این بهانه هستند که در زمان جنگ، جوانان کار پیدا می کردند و امید وجود داشت و اکنون نه کار هست و نه امید! به عبارت دیگر عدالت اجتماعی وجود ندارد. این گروهی است که همۀ گروه های حکومتی را کنترل می کند و فضای نفرت، خشونت، و تروریسم را به وجود می آورد. بنابراین، منطقه برای بازگشت به نقطه آغاز آماده می شود. من واژه هایی مانند «ایدان نوکر»، «حسین بن زین ریش مرحوم شاه فیصل»، «اگر امریکا مدیترانه را دوست ندارد، برود و از دریای سرخ بنوشد!» و سایر سخنان احمقانه را می شنوم که کشور ما را در مرحله قبل به باد داد. جوانان بیش از نیمی از جمعیت مصر را تشکیل می دهند. همراه با من برای صلح دعا کنید. فتحی شیخ، روزنامه نگار، بنیان گذار حزب صلح، اسکندریه، مصر.
به نظر می رسد که منابع منظم تامین مالی القاعده، پس از مرگ اسامه بن لادن و انقلاب های معروف به بهار ...
به بحث بپیوندید
#comment#