![]() [عامر قریشی/ خبرگزاری فرانسه/ گتی ایماژ] نیروهای امنیتی پاکستان در نزدیکی مرز افغانستان نگهبانی می دهند. |
رسانه های پاکستان گزارش نمودند که مقامات عربستانی لیستی را به دولت پاکستان تحویل داده اند که نام 28 تبعه عربستانی مظنون به دست داشتن در فعالیت های تروریستی که برخی از آنان در پاکستان مخفی شده اند، در آن ذکر شده است.
اگرچه چنین حرکتی با وجود همکاری نزدیک بین دو کشور در طی سالیان متمادی عجیب نمی باشد، به نظر می رسد که این حرکت نگرانی عربستان سعودی در مورد تلاش القاعده برای بازسازی خود در خارج از عربستان بعد از وارد آمدن ضربه به شاخه هایش در چند سال گذشته به دست نیروهای امنیتی عربستان را منعکس می کند.
قابل توجه است که در این لیست 28 نفری فراریان فقط نام های سه نفر که آخرین محل اختفای آنان در پاکستان بوده است وجود دارد و آخرین محل اختفای 25 نفر دیگر در یمن بوده است.
آیا فراریان هنوز در یمن، پاکستان یا کشوری دیگر مخفی می باشند، حرکت عربستان سعودی منعکس کننده افزایش همکاری در جنگ بر علیه فعالیت های القاعده را نشان می دهد.
مقامات عربستانی ممکن است که فکر کنند ارائه لیست های فراریان با نام های واقعی، عکس و اطلاعات کامل در مورد آنان ممکن است در تایید اینکه آنان تحت نام های مستعار دیگر بازداشت شده باشند (با ملیت کشوری بجز عربستان سعودی) مفید واقع گردد. ارائه این اطلاعات به پاکستانی ها ممکن است به آنان کمک کند تا تصویر واضح تری از حرکات فراریان در داخل کشور و نوع تماس هایی که با افرادی که هنوز متوجه نیستند با فراریانی از کشور دیگر رابطه برقرار کرده اند، ارائه نماید.
فعالیت های القاعده در خاک پاکستان نگرانی های امنیتی برای مقامات هر دو کشور را ظرف سالیان گذشته به وجود آورده است، بدون اینکه آنان بتوانند به صورت مؤثر حملات افراد این سازمان را خنثی نمایند. القاعده از رابطه نزدیک خود در منطقه پاکستان و ساختار قبایل پاکستانی در پی پایان جهاد افغانستان بر علیه روس ها در دهه 80 میلادی و در اوایل دهه 90 میلادی برای ساخت شبکه ای از افراد استفاده کرده است. این شبکه در بسیاری از موارد به القاعده کمک کرده است از عملیات تجسس نیروهای امنیتی پیشگیری کرده و پوشش امنی برای آنان به وجود آورده است و به گروه اجازه داده است بسیاری از عملیات خود در دهه 90 میلادی و در شروع هزاره جدید را برنامه ریزی نماید.
بلافاصله پس از تلاش ناموفق انفجار مرکز تجاری جهان در نیویورک در سال 1993 (که توسط رمزی یوسف برادر زاده خالد شیخ محمد که به عنوان مغز متفکر حمله خونین به برج های دوقلو در 11 سپتامبر 2001 شناخته می شود، انجام گردید) نگاه ها متوجه «عرب های افغان» در خاک پاکستان گردید. در سال 1993 مقامات پاکستانی به «عرب های افغان» حمله کرده و منجر به اخراج تعدادی از آنان و دستگیری یوسف رمزی در سال 1995 که به استرداد وی به ایالات متحده گردید شد.
اما فعالیت های القاعده در خاک پاکستان به پایان نرسید، اگرچه این گروه هنگامی که جنبش طالبان در سال 1996 در کابل به قدرت رسید به افغانستان کشور همسایه بازگشت. در آن زمان رهبر القاعده که از سودان بیرون رانده شده بود به افغانستان جایی که برنامه ریزی برای موجی از عملیات بر علیه غرب در چهارچوب «جبهه بین المللی اسلامی برای نبرد با یهودیان و صلیبیون» که در اوایل سال 1998 تاسیس گردید، را آغاز نمود.
اگر چه برنامه ریزی عملیاتی در افغانستان انجام شد، پاکستان شاهراهی بود که توسط آن عناصر القاعده به مقاصد خود رسیده و بعد از انجام عملیاتشان به آن بازگشتند. این مسئله هنگامی که مقامات پاکستانی فاش نمودند برخی از آنان در بمب گذاری های سفارتخانه های ایالات متحده آمریکا در آفریقای شرقی در 7 اوت 1998 با استفاده از فرودگاه کراچی برای فرار، دست داشته اند، مشخص گردید. متعاقباً، اقدامات امنیتی در مورد اعرابی که به این شهر پر جمعیت وارد می شدند (برای مثال دوربین هایی که برای انجام اسکن از چشم افرادی که به فرودگاه کراچی وارد می شدند تا با استفاده از آن پاسپورت ها جعلی آنان را شناسایی کنند) شدیدتر شد.
اگر چه «فشار» حرکت به منطقه افغانستان در آن زمان به ایران انتقال داده شد، پاکستان مجرایی برای بسیاری از اعضای القاعده که در آنجا اقامت گزیدند، بوده است، بویژه برای کسانی که در مناطق قبیله ای مرز افغانستان ساکن شدند. این کار تا زمانی که ایالات متحده جنگ خود بر علیه تروریسم را بعد از حملات 11 سپتامبر 2001 آغاز نمود ادامه یافت. القاعده از ورود نیروهای امنیتی پاکستان که تا آن موقع یکی از حامیان اصلی طالبان بودند به جنگ بر علیه گروه های سازمان اسامه بن لادن که متعاقباً صدها نفر از اعضایش در خاک پاکستان کشته یا زخمی شدند، شگفت زده شد.
با این وجود القاعده توانست این عقب نشینی را مدیریت نماید. این سازمان گروه های خود را در مناطق قبیله ای بازسازی نمود و از ظهور شاخه پاکستانی جنبش طالبان (تحریک طالبان پاکستان) و روابطی که در طی سالیان با «شبکه حقانی» که بخشی از طالبان افغانستان محسوب می شود؛ ولی در شمال وزیرستان پاکستان که محل سکونت قبایل حقانی است بسیار فعال می باشند، برقرار نموده بود استفاده کرد.
اگر گزارشات متعددی که سالیان متمادی ادعا می کنند شبکه حقانی با برخی از عناصر سازمان امنیت پاکستان در ارتباط می باشد، حرکت فعلی دولت عربستان در جهت همکاری فعال برای دستگیری فراریان عربستانی که در پاکستان عملیات می کنند، بدون شک، بسیار اهمیت خواهد داشت. در این صورت، پاکستانی ها به هر کس در مناطق تحت نفوذ شبکه حقانی در وزیرستان دسترسی خواهند داشت.
با این حال، دستگیری افراد تحت تعقیب ممکن در دراز مدت به القاعده آسیب نرساند. چیزی که اینجا مورد نگرانی است بسیار بزرگتر از سرنوشت افرادی که می توان جایگزین نمود می باشد. جایی که همکاری عربستان و پاکستان می تواند به القاعده آسیب وارد کند از طریق دستگیری ها نیست؛ بلکه از طریق کاری است که می توانند در افغانستان انجام دهند و اینکه قادر خواهند بود بین کابل و طالبان رابطه ای برقرار نمایند می باشد.
امروز ریاض به نظر می رسد که قویاً از تلاش های دستیابی به صلح در افغانستان که پاکستان نقشی حیاتی در آن بازی می کند، حمایت می کند.
دولت عربستان سعودی قبلاً تلاش کرد تا جلسات آشتی بین دولت رئیس جمهور حامد کرزای و برخی از اعضای طالبان برقرار نماید. اما امروز تلاش اصلی در این زمینه به نظر می رسد از طریق پاکستان که بسیاری آن را قادر به پر کردن شکاف بین کابل و برخی از اعضای کلیدی طالبان مانند ملا محمد عمر می دانند، باید انجام گردد.
هر گونه تلاش صلحی که رخ دهد، چه پاکستان با شاخه «طالبان» آشتی کند یا افغانستان با «طالبان» خود آشتی کند، هزینه بالایی برای القاعده خواهد داشت. این سازمان مجبور خواهد شد عملیات خود را متوقف نموده یا با تهدید اخراج جنگجویان خود از منطقه امنی که در حال حاضر در مرز افغانستان پاکستان در دست دارند، روبرو می سازد.
گندم از گندم بروید جو ز جو! هر چه کنی کشت همان بدروی. آنها از زمان دریافت این پیغام دانه های القاعده را کاشتند. عبدالله اعظم در اورشلیم آموزگار بود، و به عنوان آموزگار در پاکستان مشغول کار شد تا اورشلیم را از افغانستان آزاد کند. او سپس به گسترش منازعات و جنایات خود را از طریق مدارس و اردوگاه ها پرداخت و میلیون ها دلار خرج او و نوارهای صوتی او شد و حمایت بی حد و حصری از او صورت گرفت. امروز آنها در تلاش هستند تا آنها را حذف کنند؛ اما دیگر خیلی دیر شده است. تروریست ها تصویر اسلام و مسلمانان در سراسر جهان را لکه دار کرده اند. اگر آنها جدی هستند، پس باید هسته های فعال در کشور خود را از بین ببرند. آنها ما را گول نخواهند زد.
من فکر می کنم که این همکاری تنها راه ریشه کن کردن تروریسم و اخراج آن از کشور است؛ چرا که تروریست ها قادر به مقابله با دولت و مردم نخواهد بود. با این حال، اگر آنها همکاری نکنند، تروریست ها در میان آنها پنهان شده و پیدا کردن و تشخیص آنها دشوار خواهد بود. بنابراین، من هر شهروند صادق عراق توصیه می کنم که با دولت و سایر کشورها همکاری کنند. این یکی از وظایف ملی و قانونی آنها است که با دولت و نیروهای امنیتی همکاری کرده و هر زمان که متوجه فرد مشکوک و یا هر حرکت عجیب مظنون به تعلق به القاعده می شوند، به سرعت آنها را گزارش کنند تا از ایمنی خود و فرزندان خود و به طور کلی شهروندان اطمینان یابند. همکاری چشمگیری میان شهروندان و دولت نقش مهمی در خنثی کردن عملیات تروریستی دارد و این همکاری کمک کرده است تا بسیاری از رهبران القاعده کشته و دیگران دستگیر شوند که این به لطف شهروندان صادق عراق بوده است.
در حال حاضر همکاری مشترکی بین عربستان سعودی و دولت پاکستان، برای از بین بردن القاعده، محدود کردن خطر عناصر آن، و به تبادل اطلاعات مربوط به تروریسم و اسامی اعضای خود، منظور دستگیری و تعقیب آنها در این کشورها وجود دارد. این همکاری از سوی هر دو کشور و چند کشور دیگر مورد استقبال قرار گرفته؛ چرا که در پرتو این همکاری مشترک راه تروریسم و القاعده بسته تر می شود. عربستان سعودی و پاکستان خواهان از بین بردن تروریسم هستند که در حال حاضر در پاکستان وجود دارد. برخی از عناصر القاعده در افغانستان هستند، که در میان آنها بسیاری از جوانان عربستان سعودی و پاکستان دیده می شوند که به طور داوطلبانه به این سازمان پیوسته اند و بسیاری از رهبران این سازمان در عربستان سعودی و پاکستان به استخدام این افراد جوان می پردازند. به همین دلیل، باید همکاری مشترکی برای از بین بردن این رهبران و همه کسانی که در صفوف القاعده و شبکه های تروریستی آن شرکت داشته اند، وجود داشته باشند. این همکاری یک گام مثبت است و همه کشورها، نه تنها عربستان سعودی و پاکستان باید در این زمینه همکاری کنند. شاید این همکاری آغاز همکاری قابل توجهی در میان همه کشورهای عربی و اسلامی باشد تا بتوانند مردم را از شر افراط گرایی شبه نظامی خلاص کنند؛ زیرا آنها در حال تلاش برای خرابکاری در دین و بد نام کردن شهرت کشورهای مسلمان هستند. ما نمی خواهیم اسلامی و کشورهای عربی به پرورش تروریسم در هر فرم دست بزنند و این همکاری به دستگیری بسیاری از تروریست ها منجر می شود.
این طرحی بسیار خطرناک و مهم است. به خواست خدا القاعده نابود خواهد شد و خداوند ستمگرانی را که چنین جنایت هایی را به نام اسلام مرتکب می شوند، شکست خواهد داد.
به نظر می رسد که منابع منظم تامین مالی القاعده، پس از مرگ اسامه بن لادن و انقلاب های معروف به بهار ...
به بحث بپیوندید
#comment#