کشته شدن رهبر فتح الاسلام ضربۀ سنگینی را بر نمایندگان بلندپرواز القاعده در لبنان وارد آورد

تحلیل از کمیل طویل در بیروت
برای تارنمای الشرفه
2010-09-02



							[جوزف فضول/ الشرفه] عبدالرحمان عوض طی تهاجمی در شتورا به قتل رسید.

[جوزف فضول/ الشرفه] عبدالرحمان عوض طی تهاجمی در شتورا به قتل رسید.

موفقیت اطلاعات ارتش لبنان در کشتن عبدالرحمان، رهبر فتح الاسلام، عوض حاکی از آن است که این گروه، سال ها پس از آنکه باورها بر آن بود که در حال آماده شدن برای ایفای نمایندگی القاعده در لبنان و سوریه است، اکنون فقط یک سازمان حاشیه ای است که تنها برای باقی ماندن تلاش می کند.

عوض و معاون او ابو بکر غازی مبارک، طی تهاجم ارتش به شهر بقاع در شتورا در تاریخ 14 اوت کشته شدند. رسانه ها گزارش کردند که آنها در حال رفتن به عراق از طریق سوریه به منظور دیدار با رهبری شاخۀ القاعده در عراق بودند. مأموریت آنها تامین کمک برای جنگجویان فتح الاسلام در لبنان، به ویژه در اردوگاه پناهندگان فلسطینی عین الحلوه در نزدیکی صیدا، مرکز فرمانداری جنوب لبنان بود.

بنا به گزارش، اطلاعات ارتش لبنان از پیش می دانست که عوض در حال طراحی انجام حرکتی از عین الحلوه به سوی عراق است. او، یکی از پسران خود را برای اکتشاف از یک راه عبور مخفی و از طریق سوریه به عراق فرستاده بود.

با کشته شدن عوض، فتح الاسلام دومین «امیر» خود را طی کمتر از سه سال از دست داد. در سال 2008، این گروه ادعا کرده بود که بنیانگذار آن یعنی شاکر العبسی، پس از فرار از لبنان توسط نیروهای امنیتی سوریه کشته یا دستگیر شده است. العبسی رویارویی های خشونت باری را در برابر نیروهای امنیتی لبنان در شمال طی تابستان 2007 رهبری کرده بود. این رویارویی ها منجر به جنگ سهمناکی شد که صدها نفر طی آن کشته شده و منجر به ویرانی اردوگاه فلسطینی نهر البارد شد. این اردوگاه پناهندگان سنگر سازمان اسلام گرا بود، شعبه ای از گروه فلسطینی فتح الانتفاضه، که به نوبۀ خود از جنبش فتح در دهۀ 80 جدا شدند.

فتح الاسلام پس از شروع جنگ عراق در لبنان پدیدار شد. پیدایش ناگهانی آن گمانه زنی ها و ادعاهایی را دربارۀ نقش آن و نهادهایی که در خدمت آنها بود، به دنبال داشت. تاسیس آن در میان موجی از سوء قصدها بود که سیاستمداران و روزنامه نگاران لبنانی مخالف سیاست سوریه در لبنان را هدف می گرفت.

برخلاف این گمانه زنی ها دربارۀ رابطۀ ادعایی میان بعضی از رهبران فتح الاسلام با سوریه- شمار زیادی از اعضای این سازمان اسلام گرا از خاک سوریه عملیات می کردند – پس از درگیری های نهر البارد سوریه سریعاً موضع سختی در قبال فعالیت های این گروه اتخاذ کرد، و هسته های این سازمان در خاک خود را از بین برده و اعضای آن را بازداشت کرده یا به قتل رساند.

با وجودی که از هم پاشی هسته های فتح الاسلام در سوریه به نرمی صورت گرفت و رویارویی های خونین مانند آنچه در لبنان اتفاق افتاد، به وجود نیامد، درگیری های نهر البارد نشان داد که این گروه دارای توانایی نظامی بارزی است و در صورتی که به آن اجازه داده شود تا عوامل بیشتری را استخدام کرده و آنها را در یک اردوگاه مستحکم بیرون از حوزۀ اقتدار حکومت لبنان تربیت کند، می تواند یک تهدید امنیتی جدی باشد.

جنگجویان فتح الاسلام توانایی خود برای جنگ در راه های باریک اردوگاه بسیار مستحکم نهر البارد و نیز ظرفیت مقابله با سربازان نخبۀ ارتش لبنان را نشان داده بودند. ارتش لبنان به سختی جنگید، اما به دلیل نداشتن پوشش هوایی برای تخریب اهداف در اردوگاه، که در اصل برای مقابله با حملات هوایی جنگنده های اسرائیلی طراحی شده بود، متحمل خسارات سنگینی شد.

سرانجام، ارتش لبنان موفق شد تا به اردوگاه نهر البارد وارد شده و بدنۀ اصلی فتح الاسلام را از بین ببرد. همچنین موفق شد تا اغلب هسته هایی را که در مناطق عمدۀ سنی نشین شمال لبنان، به ویژه پایتخت آن، طرابلس، مرتبط بودند، از هم بپاشد.

از اواخر سال 2007 و اوایل 2008، گزارش های رسانه های لبنان جزئیات زیادی را دربارۀ فتح الاسلام آشکار ساختند که از طریق بازجویی بازداشت شدگان مظنون به داشتن ارتباط با گروه، به دست آمده بود. بازداشت شدگان طی حملات، به ویژه در شمال دستگیر شده بودند.

شاید مهمترین جزئیات روشنگر نقش عوامل عربی – اسلام گرایی بود که به سوی لبنان سرازیر بودند- به ویژه به اردوگاه پناهندگان نهر البارد- جائی که برای شرکت در «جهاد» علیه آمریکایی ها در عراق آماده می شدند.

بسیاری از این عوامل- از جمله ده ها سعودی- وارد خاک لبنان به عنوان نقطۀ انتقال پیش از سفر به عراق از طریق خاک سوریه می شدند.

اما در حالی که جریان ورود عوامل از طریق لبنان وجود داشت، آمریکایی ها موفق به کشتن ابو مصعب الزرقاوی، رهبر القاعده در عراق، طی حمله ای در ژوئن 2006 که مخفیگاه او را هدف گرفته بود، شدند. این امر با شروع فروپاشی القاعده در عراق و آغاز سرکوب «جهادی ها» توسط سوریه که از خاک آن کشور برای گذر به عراق استفاده می کردند، همزمان شد.

تمامی این ها به نظر می رسد که منجر شود تا این «جهادی ها»، که خواستار سفر از لبنان به سوی عراق بودند، وادار شوند تا در خاک لبنان باقی بمانند.

صرف نظر از راست یا دروغ بودن گزارش های منتشره در روزنامه های لبنان پس از جنگ ها نهر البارد مبنی بر آنکه فتح الاسلام به دنبال اعلام یک «امارات اسلامی» مرتبط با القاعده در شمال لبنان در سال 2007 بوده و یا نبوده، پیروزی نظامی لبنان هرگونه طرحی از این دست را برهم زده و باعث فروپاشی زیربنای سازمان شد.

رویدادهایی که پس از پایان جنگ در نهرالبارد اتفاق افتاد، ثابت کرد که بعضی از هسته های فتح الالسلام کاملاً حذف نشده بودند. این هسته ها موفق به کشتن سربازان لبنانی با انفجار دو اتوبوس در البحصاص و طرابلس در شمال لبنان در سال 2008 شدند.

سایر هسته ها تلاش کردند تا به نیروی موقت سازمان ملل در لبنان (یونیفیل)، در جنوب لبنان با بمب حمله کنند.

با این وجود، تحقیقات دربارۀ این بمب گذاری ها و سعی در بمب گذاری نشان داد که سازمان محدود به محلۀ الطواری در اردوگاه عین الحلوه از زمان جانشینی البعسی توسط عبدالرحمان عوض می باشد. در حال حاضر، باور بر آن است که فتح الاسلام تنها دارای ده ها تن از افرادی است که در برخی محله های عین الحلوه در کنار شماری از اسلام گرایان عرب- از جمله سعودی ها مانند عضو ادعایی القاعده یعنی عبید القفیل- که برای فرار از دست مسئولین امنیتی به اردوگاه پناه آورده است، می باشد.

بنا به گزارش رسانه ها، اسامه الشهابی، دستیار عوض، به عنوان رئیس فتح الاسلام جانشین «امیر» متوفی شده، از سال 2007 این سومین «امیر» گروه می باشد. در این صورت، انتظار می رود که الشهابی «انتقام» قتل سَلَف خود یعنی عوض را بگیرد.

اما الشهابی بی شک می داند که وارث سازمانی است که در خطر نابودی قرار دارد؛ به ویژه پس از موفقیت ارتش لبنان و سازمان های فلسطینی- به ویژه فتح- برای قطع هرگونه ارتباط واقعی بین فتح الاسلام و جمعیت بیرون از اردوگاه عین الحلوه.

بوک مارکینگ (بایگانی سازی اینترنتی)

.
ارزشیابی مقاله:4.2 /5 (5رای)
.
خواهشمند است دیدگاه خود را پیرامون این مقاله با ما در میان بگذارید تا ما بتوانیم کیفیت این سایت اینترنتی را بهبود ببخشیم

دیدگاه های خوانندگان

بديع المسلم2010-10-18 22:03:00

من فکر نمی کنم که القاعده نماینده اسلام و مسلمانان باشد؛ به دلیل آن که این سازمان بر اساس کشتار و خونریزی بنا شده است. اسلام این اقدامات را ممنوع می داند و آنها را جنایاتی علیه بشریت و علیه مردم بی دفاع بر می شمارد. القاعده نمایندۀ اسلام نیست و هیچ ربطی به آن ندارد؛ چرا که یک سازمان تروریستی است که جان مردان، زنان، کودکان، و دانش پژوهان مسلمان را تهدید می کند. همۀ ادیان آسمانی و به ویژه اسلام، که دین آشتی، مهر، و شکیبایی است، آن را نمی پذیرد. اسلام حتی کشتار کوچکترین موجودات را نیز ممنوع کرده، چه رسد به انسان های مسلمان یا غیر مسلمان. خدا کسی است که در روز داوری از همه مردم برای کارهای خود در این جهان بازخواست می کند. القاعده حق ندارد از مسلمانان بازخواست کند؛ بلکه نخست باید عناصر خود را برای اقدامات تروریستی آنها که شامل قتل، سرقت، تجاوز، و غیره می شود، مورد بازخواست قرار دهد و مجازات کند. آنها بر این باورند که آنها آزاد هستند تا دربارۀ دیگران قضاوت کرده و پاسخگوی هیچ چیزی نباشند. خدا القاعده و عناصر تروریستی آن را لعنت کرده و آنها را به عذاب دوزخ گرفتار سازد.

جهاد2010-09-30 12:01:00

برادران عزیز لبنان و همۀ کشورهای اسلامی آزاد هستند. این واقعاً عجیب است؛ چرا که ما برای مردم آزاد می جنگیم و توسط بردگان سرزنش می شویم.

قادر2010-09-28 15:05:00

این پایان کار آن کسانی است که به دروغ ادعا می کنند که نمایندگی اسلام، این دین شکیبایی که هرگونه ستمگری و کشتن بیگناهان را ممنوع می کند، را بر عهده دارند. بروید به دوزخ!

عبادي2010-09-24 16:01:00

القاعده بالاخره ورشکسته شده است و دیگر هیچ پشتیبانی ندارد. دروغ های آنها اکنون بر همه آشکار شده است و همۀ شعارهای آنها دربارۀ جهاد به باتلاق تبهکاری های آنها نسبت به قربانیان خود افتاده است. بنابراین امروز ما می بینیم که نظریه پردازان و رهبران القاعده، که ادعا می کنند روحانی هستند، ورشکسته شده اند و دیگر نمی توانند راهی برای متقاعد کردن مردم برای پیوستن به سازمان پلید خود پیدا کنند. آنها اکنون درخواست های تازه ای را با روش های دیگر مطرح می کنند، که از آن جمله می توان به فراخواندن تروریست ها برای انجام حملات انتحاری با این ادعا اشاره کرد که چنین عملیات هایی موجب خواهد شد تا خدا از آنها خرسند شود و بی درنگ آنها را به بهشت ببرد. آنها دروغگو هستند؛ اما تنها می توانند به دروغ گفتن خود ادامه دهند تا هر کس که در شبکه های تروریستی کار می کند را به دام بیاندازند؛ زیرا القاعده سقوط کرده است و به همراه همۀ رهبران و اعضای جنایتکار آن در آستانۀ نابودی کامل قرار دارد.

عادل كمال2010-09-22 07:04:00

کارهای القاعده در برابر جنایت های آمریکایی ها و یهودی ها هیچ است. این اعرابی که خواهان نابودی القاعده هستند، در کجا حضور دارند؟ به راستی که همه به دنبال منافع خود هستند.

كمال صباح2010-09-18 13:04:00

القاعده در حال گذر از سخت ترین دوره از زمان آغاز خود است. بسیاری از اعضای متعلق به این سازمان از آن دست کشیده اند و باعث ضعف بسیار و سردرگمی آن شده اند. توبه تعداد زیادی از اعضای القاعده در مغرب و جدا شدن آنها از القاعده چیزی مثبت و شادی بخش است؛ چرا که آنها احساس پشیمانی کرده و متوجه این واقعیت شده اند که حق با این سازمان تروریستی نیست. چنین افرادی که القاعده را رها کرده اند، می توانند مفید باشند؛ زیرا آنها از واقعیت و این سازمان و این که چگونه در این کشورها کار می کند، آگاه هستند. بازجویی از آنها و به دست آوردن اطلاعات مفید از آنها می تواند القاعده را به مشکل بزرگی دچار نماید؛ چرا که هسته های تروریستی در معرض حملات و بازداشت ها قرار گرفته و حالت هرج و مرج را در سازمان به وجود می آرود که باعث می شود این سازمان تعادل خود را از دست داده و دستگیری عناصر آن نیروهای امنیتی تسهیل شود. من بر این باور هستم که نقش روحانیت و رسانه ها جنگ فکری برپا شده توسط کشورهای عربی و رسانه های جهانی در القاعده تاثیر به سزایی بر توبۀ بسیاری از مردم و بازگشت آنها به راه حقیقت و توبه آنها از حمایت از القاعده و یا کار با آن داشته است؛ چرا که القاعده امروز دچار انزوایی قابل توجه در سطح جهانی شده است و توسط همه هدف قرار گرفته است؛ چرا که تمام جهان از جدی بودن این خطر آگاه هستند. این باید برای همیشه ریشه کن شود. تسلیم اعضای القاعده به مقامات و اعلام توبه آنها آغازی است بر پایان القاعده و بقایای آن در سرزمین های عربی و یا در هر بخش دیگری از جهان.

مواطن مصرى2010-09-17 07:03:00

خداوند شما را یاری کند تا جهان را در برابر کافران حفظ نمایید.

2010-09-13 15:03:00

شاید ترورهای اخیر در لبنان توسط القاعده و عناصر تروریستی آن انجام شد تا آنها وحدت لبنان را از بین برده و چنددستگی را بازگرداند. پس از آن بود که سوریه و دیگران متهم شدند و این به دلیل بی حرکتی و فرصت دادن به القاعده در خاک لبنان بود. اما در حال حاضر و پس از مردم لبنان و نیروهای امنیتی احساس خط کردند، و از آنجا که ما نمی خواهیم که سازمان تروریستی القاعده در لبنان وجود داشته باشد، دولت باید این روند را از بین ببرد و این کار را با از بین بردن رهبران این سازمان در لبنان آغاز کند. مرگ آنها بدان معنی است که این سازمان رو به سقوط است و ما می خواهیم که نیروهای امنیتی و دولت هر رهبری که بعد از این جنایتکار که در لبنان کشته شد، روی کار آمد را هدف قرار دهند. این بدان سبب است که وی قطعا در حال برنامه ریزی برای از بین بردن کشور، برافروختن آتش منازعات فرقه ای، جنگ های داخلی و چریکی، و ترورهای گاه و بیگاه، و استفاده از دستگاه های مرگبار و مواد منفجره بود. خداوند ما را از ایده های تکفیری آنها در امان بدارد!

احمد2010-09-13 14:04:00

به نظر من القاعده در لبنان خطر قابل توجهی ندارد، و متقاعد کردن جوانان آگاه و تحصیل کرده در لبنان به تعامل با این سازمان تروریستی آسان نیست. با وجود این، اقدام صورت گرفته از سوی دولت برای نجات کشور و از خطر ابتلا به حضور عناصر تروریسم در کشور و تلاش آنها برای تبدیل لبنان به یک عراق، یمن و یا افغانستان دیگر را پشتیبانی می کنم. این جنایتکاران می خواهند به تاخت و تاز در زمین، پرداخته و در همه جا به خونریزی و کشتار مردم بی گناه و ترور آنها را به انجام رسانند. دولت باید از مرگ رهبر القاعده در لبنان و بهره برداری کرده و به همه هسته های آنها دست یابد و دولت باید مراقبت کند و توجه بیشتری به جوانان داشته باشد و آگاهی خود را افزایش داده و آنها را تشویق کند تا هر گونه فرصتی را از تروریست ها و یا افراط گرایان دریغ کنند.

* نشان دهنده فیلد اجباری است

نام:
ایمیل*:
اظهار نظر*
1800 حرف باقی مانده است (حداکثر 1800)
شماره ها را وارد کنید
Captcha