![]() خطوط لوله گاز به طور مرتب از سوی گروه های افراط گرا در سینا مورد هدف قرار گرفته اند. در عکس بالا خط لوله ای دیده می شود که در اوت 2011 مورد حمله قرار گرفت. [استرینگر/ رویترز] |
گسترش فعالیت های افراط گرایان در منطقه شبه جزیره سینا مایه نگرانی بسیاری در مصر شده است.
گروهی به نام انصار الجهاد در سینا به تازگی ائتلاف خود را با رهبر القاعده ایمن الظواهری اعلام کرد.
هفته گذشته، 25 کارگر چینی از سوی یک گروه مسلح اسلام گرا ربوده شدند. این کار در تلاش برای وادار کردن دولت مصر به آزادی شبه نظامیان زندانی صورت گرفت که مسئول حمله سال 2004 در طابا هستند.
در ماه های اخیر، گروه های مسلح خطوط لوله ای را که تأمین کننده گاز مایع به اردن و اسرائیل هستند منفجر و به پاسگاه پلیس العریش حمله کردند، آنها عملیاتی را در شهر ایلات به انجام رساندند که هدف آن سربازان اسرائیلی بودند.
الشرفه با دکتر ناجح ابراهیم گفت و گو کرده است، وی نظریه پرداز عقیدتی گروه اسلامی و مؤلف بازنگری های عقیدتی گروه است. گروه مزبور در سال 2002 کاربرد خشونت را نکوهش کرد.
الشرفه: سوگند ائتلاف (بیعت) با القاعده به چه معنا است؟
ناجح ابراهیم: برای گروه های اسلام گرا، سوگند بیعت خوردن با یک امام، یا هنگامی که یک سازمان با سازمان دیگر اعلام بیعت می کند، به معنای آن است که سازمانی که بیعت کرده آماده جنگیدن است، دارای افراد و سلاح برای اینکار است و منتظر دستور فرمانده برای انجام عملیات به منظور دستیابی به اهداف آنها است، مانند جنگ بر علیه «کفار» یا تلاش برای سرنگونی رژیم های «اقتدارگرای کفار».
الشرفه: در ماه اوت، انصار الجهاد تمایل خود را برای تأسیس امارت اسلامی در سینا اعلام کرد. نظر شما در مورد این هدف چیست؟
ابراهیم: تأسیس امارات اسلامی یعنی طغیان بر علیه اقتدار حکومت، به ویژه بر علیه رژیم پیشین مبارک، که در برخورد با آنها از خشونت استفاده می کرد. تأسیس امارت اسلامی راهی برای ایجاد یک حکومت جداگانه از حکومت تحت رهبری مبارک و دستگاه امنیتی او است.
با این وجود، موضعی که رهبران سازمان اتخاذ کردند، غیر واقعی است؛ برای اینکه انقلاب مصر مبارک را سرنگون و او را زندانی کرد. او هم اکنون تحت محاکمه است. اسلام گرایان اکثریت مجلس خلق را به دست آوردند، و مفهوم تأسیس امارت اسلامی صرفاً یک تقلید کورکورانه از سازمان های وابسته به القاعده در کشورهای دیگر مانند یمن است.
من باور دارم که [ انصار الجهاد] دچار یک بحران عقدیتی عمده است. آنها از لحاظ عقیدتی ورشکسته هستند، و به همین دلیل است که به تعیین اهداف مصنوعی و انجام عملیات ضعیف مانند حمله به پاسگاه های پلیس و انفجار خط لوله های گاز دست زده اند.
الشرفه: آیا وعده بیعت به معنای تماس مستقیم سازمان با القاعده است یا وجود هماهنگی بین آنها در موارد مربوط به اهداف؟
ابراهیم: من فکر می کنم که میان انصار الجهاد در سینا و فرماندهی مرکزی القاعده در مناطق مرزی پاکستان/ افغانستان ارتباطی وجود ندارد؛ برای اینکه رهبران سازمان از سوی سرویس های امنیتی تحت محاصره هستند و برای اداره امور داخلی خود مشکل دارند. هر گامی بیرون از این چارچوب و قرار گرفتن در معرض عموم آنها را با خطرات زیادی رو به رو می کند.
الشرفه: پس این سازمان از بیعت با القاعده چه نفعی می برد؟
ابراهیم: تفکر سازمان سطحی است و از لحاظ ارزیابی چشم انداز محلی و منطقه ای دچار ناپختگی است. آنها باور دارند که القاعده به دلیل سقوط رژیم اقتدارگرای یمن، لیبی، و مصر و فروپاشی دستگاه های امنیتی آنها، دوباره در حال قدرت گیری است.
این ممکن است درست باشد، ولی فقط در یمن. بهار عرب قوی ترین سلاح در برابر عقیده القاعده است. این حقیقت که میلیون ها جوان در کشورهای عربی تظاهرات مسالمت آمیز برپا کرده و خواستار اصلاحات شدند، حاکی از آن است که اکثریت جوانان عرب باور دارند که تغییر را می توان از طریق صندوق های رأی به دست آورد، نه با سلاح.
من انتظار داشتم که القاعده کاربرد سلاح را منسوخ اعلام کرده و انجام تغییرات را با توسل به ابزار مسالمت آمیز در پیش بگیرد، امری که به طور طعنه آمیزی توده های اعراب توانستند در کمتر از یک سال به آن دست یابند در حالی که سازمان القاعده نتوانسته در 40 سال گذشته با توسل به خشونت اصلاحات را ایجاد کند. من از رهبر القاعده ایمن الظواهری می خواهم تا گزینه مسالمت آمیز را در راستای خواسته های اعراب و توده های اسلامی در پیش بگیرد.
الشرفه: در مورد هویت گروه های مسلحی که در سینا فعالیت می کنند، شفافیت وجود ندارد. بعضی می گویند که آنها گروه توحید والجهاد هستند که در گذشته وجود داشتند و همان گروه انصار الجهاد است که به تازگی پدیدار شده است. به نظر شما، آنها چه کسانی هستند؟
ابراهیم: این گروه ها نخستین بار در سال 2005 در سینا هنگامی که توحید والجهاد در مصر اعلام موجودیت کرد و بعدها مسئولیت بمب گذاری های طابا و شرم الشیخ را به عهده گرفت، پدید آمدند. در نخستین بیانیه خود، گروه با القاعده ائتلاف کرد و پیمان بیعت را اسامه بن لادن بست. اهداف آن متمرکز بر حمله به مکان های گردشگری در شرم الشیخ با هدف گرفتن اروپایی ها و اسرائیلی ها بود، اما اغلب قربانیانی که در بمب گذاری ها کشته شدند، مسلمانان مصری بودند.
پس از آنکه بیشتر رهبران آن زندانی شدند، گروه بازنگری هایی را بر عقاید خود اعلام کرد، مشابه با آنچه که گروه اسلامی و جماعت الجهاد پیش از آن انجام داده بودند.
خداوند مرا در خدمت گرفت تا به عنوان یک آرمان برای انکار ایده های آنان تلاش کنم. بازنگری های عقیدتی توحید والجهاد دو سال پس از آنکه من با رهبران گروه نشست هایی را برگزار کردم و 30 سخنرانی برای آنان در زندان دمنهور انجام دادم، اعلام شد. این گروه همچنین میزگردهای گوناگونی را با بعضی از دانشجویان من انجام داد.
بسیاری از اعضای آن در دوران بی نظمی پس از انقلاب از زندان گریختند، به ویژه اعضای جوان تر گروه که در روند بازنگری های عقیدتی شرکت نکرده بودند. آنها در کنار یکدیگر گردآمدند و سال گذشته یک سازمان مسلحانه تشکیل دادند که به نام انصار الجهاد در سینا شناخته می شود. فعالیت های آنان تاکنون محدود به انفجار خط لوله های گاز، حمله به پاسگاه های پلیس و به دام انداختن مأموران امنیتی بوده است.
الشرفه: گزارش های ضد و نقیض بسیاری در رسانه ها در مورد اندازه کنونی سازمان انصار الجهاد وجود دارد. این سازمان چند عضو دارد؟
ابراهیم: سازمان های تازه تأسیس، به ویژه در 10 سال اخیر، کوچک هستند و بیش از 100 عضو ندارند، در حالی که سازمان اسلام گرایی که در دهه 80 تأسیس شد دارای 20،000 عضو یا بیشتر بود. اندازه کوچک سازمان ها، شانس آنها را در برابر حمله مسئولین امنیتی کاهش می کند، و سازمان های جدید تر به صورت هسته های کوچک تر در می آیند، و هر هسته برای پیشگیری از شناسایی، دارای پنج عضو است.
اندازه سازمان عامل مهمی در تعیین کارآیی آن نیست برای اینکه فعالیت سازمان مانند انصار الجهاد شامل اکثراً عملیات ساده، مانند بمب گذاری خطوط لوله گاز و حمله به تأسیسات امنیتی است. اما آنها ممکن است همچنین به حمله مناطق گردشگری در آینده دست بزنند مانند بمب گذاری های طابا و شرم الشیخ بین سال های 2004 و 2006.
الشرفه: چرا سینا تنها منطقه ای در مصر است که گروه های دارای عقاید تکفیری و جهاد مسلحانه در آن پدید می آیند؟
ابراهیم: طی گفتمان هایی که در زندان برگزار کردم، با بعضی از رهبران سازمان گفت و گو کرده و از آنها پرسیدم که چرا عقیده تکفیر را برگزیده اند؟ آنها گفتند که شرایط زندگی در سینا زمینه را برای گسترش تفکر تکفیری مهیا می کند؛ چرا که زندگی بیابان نشینی به صورت ذاتی خشن است.
تفکر تکفیری به طور بنیادی خصومت آمیز و مخالف با دیگر تفکرات است برای اینکه به پیروان خود می آموزد تا تمام مردم را به عنوان کفار[بی دین] بنگرند، و زندگی در بیابان ناسازگاری را پرورش می دهد.
میزان تحصیلات نیز بر گرایش مردم به طرز فکر تکفیری اثر گذار است. اغلب مظنونین سینایی که با آنها در زندان دیدار کردم بی سواد بودند و از لحاظ فرهنگی و آگاهی و دانش در سطح پایینی قرار داشتند. طرز فکر تکفیری در جوامعی که از لحاظ فرهنگی و دانش فقیر هستند و سطح تحصیلات پایین است گسترش می یابد، ولی خطر آن در کاربرد خشونت نهفته است.
در سینا هیچ توسعه ای صورت نگرفته است، و گسترش بی سوادی و نادانی در میان اکثر مردم موجب پرورش یک حس بیگانگی شده، مانند آنکه آنها در کشور دیگری زندگی می کنند.
یکی از رهبران آنها در یکی از نشست های گفتمان به من گفت که صحرای سینا پر از موادی است که از جنگ های پیشین برجای مانده است. یک عضو دیگر به من گفت که آنها از موشک هایی که از جنگ های پیشین برجا مانده، مواد منفجره استخراج می کنند و این مواد برای ساختن دو بمب خودرو کافی هستند بنابراین دسترسی به سلاح ها برای آنها مشکلی نیست.
الشرفه: چگونه تفکر تکفیری را می توان در سینا از بین برد؟
ابراهیم: به دو مسئله که هر دو فوری هستند، باید پرداخته شود. نخست، دولت باید اجرای طرح های توسعه فراگیر در سینا، به رهبری ساکنین محلی در تمام جوانب را آغاز کند، تا این منطقه به جای منزوی شدن با مصر پیوند بخورد.
دوم، تاکنون هیچ گونه تبلیغات اسلامی، آموزش، یا کثرت گرایی در سینا وجود نداشته است. گسترش مبانی کثرت گرایی راهی است برای رویارویی با عقیده تکفیری، و به همین دلیل است که تکفیر در میان دانشجویان الازهر گسترش نیافته، آنها آموخته اند تا در چهار مبانی نظری دینی کثرت گرایی را به رسمیت بشناسند. سینا محیط کاملاً متفاوتی است، یعنی اینکه جدای از تبلیغات اسلامی، قبایل و طوائف محلی یکدیگر را متهم به کفر می کنند. بنابراین، برای پراکندن افکار میانه رو در بین مردم سینا به منظور منصرف کردن آنها از حمایت از افراط گرایی و عقیده تکفیری باید برنامه های گوناگونی را اجرا کرد.
شهروندان مصری و جریانات سیاسی مذهبی و فرقه ای این کشورباید نسبت به خطرات پدیده تروریسم هوشیار باشند. ما باید متحد شویم تا از تسلط سازمان های تروریستی بر کشور مصر و مردم این کشور جلوگیری کنیم. اگر تروریست ها بر کشور مصر تسلط یابند، این کشور هزینه سنگینی خواهد پرداخت. ناامنی و بی ثباتی کشور را فرا خواهد گرفت و بسیاری از مردم از بین خواهند رفت. در صورتی که تروریست ها در ترویج اندیشه های تاریک و الحادی خود موفق شوند، خطر تروریسم بیشتر خواهد بود و آن ها با این اندیشه ها، جامعه مصر را نابود خواهند کرد و اندیشه های افراط گرایی و تکفیری را در این کشور رواج خواهند داد. ما باید به یاد داشته باشیم که بیش از یک گروه مذهبی در مصر وجود دارند. تروریست ها و جنایتکاران از تنوع گروه ها در این کشور در جهت ایجاد اختلاف در میان مردم و نابودی انسجام آن ها بهره برداری خواهند کرد. سازمان های تروریستی بسیار خطرناک هستند. آن ها به طور خاص در کشورهایی که هنوز در مراحل ابتدایی روند تغییر به سر می برند، به اقدامات خرابکارانه جبران ناپذیری دست می زنند. اگر جنایتکاران و تروریست ها بر مصر تسلط یابند، خطر آن ها بسیار وسیع خواهد بود.
ما می خواهیم شما پسران سرزمین عربی با همۀ تروریست ها و تندرویان بجنگید. اجازه ندهید کسی در سرزمین کنعان اندیشه های تروریستی و شبه نظامی گونه را تبلیغ کند. گر شما از نطفه آن را اصلاح نکنید، پیامدهای آن برای شما و همسایگانتان بسیار شدید خواهد بود. پس بسیار مراقب تروریسم باشید؛ زیرا تروریسم بزرگترین تهدید برای مردم محسوب می شود.
ما هنوز در برخی از کشورهای عربی گرفتار تروریسم می باشیم. این جنایتکاران موجب می شوند که اوضاع امنیتی در برخی از کشورها وخیم تر شده و همچنین وجهه و اعتبار و چهره اعراب و مسلمانان خدشه دار گردد. ما نمی خواهیم مصر پایگاه بعدی استقرار تروریست ها باشد. ما به مردم و دولت مصر هشدار می دهیم که به تروریسم و القاعده توجه داشته باشند؛ زیرا این جنایتکاران از وضعیت بی ثبات کشورها برای وارد شدن به داخل صفوف مردم بهره برداری می کنند. آن ها سمومی در خیابان ها پخش می کنند و به ایجاد اختلاف و درگیری می پردازند.؛ زیرا تروریست ها هرجایی که پیدایشان شود، اختلاف و نفاق هم در آن جا هست. اگر این موضوع در اختیار تروریست ها بود، دیگر مصری وجود نداشت؛ زیرا این افراد همه چیز و این واقعیت را که مصر در موقعیت جغرافیایی مهمی قرار دارد، خراب می کنند. برای مثال، تروریست ها کنترل خطوط کشتیرانی در کانال سوئز را به دست خواهند گرفت و این مسئله بر تمام کشورهای عربی و جهان تأثیر خواهد داشت.؛ زیرا این کانال مسیری بسیار مهم و استراتژیک است. لازم به ذکر نیست که تروریسم در مصر به معنی آن است که اختلاف بین مسلمانان و قبطی ها در مصر به اوج خود خواهد رسید؛ زیرا تروریسم و القاعده به این آتش دامن خواهند زد تا شعله آشوب و اغتشاش را برافروزند.
مصر، در صورتی که به کنترل تروریست ها در بیاید، با خطرات بسیاری رو به رو خواهد شد. باور کنید که توازن قدرت دنیا، بدون اغراق، توزیع خواهد شد. تروریسم از عوامل بسیاری سوء استفاده خواهد کرد، از جمله موقعیت مهم مصر و نقش عمده و چشمگیر آن در صحنۀ عرب و همچنین خشک مغزی موجود در مصر که بدان معنا خواهد بود که این مسئله عواقب شومی در پی خواهد داشت. یقینا من این را نمی خواهم، اما در عین حال، نمی توانم این احتمالات را در صورتی که تروریست ها موفق شوند کنترل مصر را به دست بگیرند، دست کم بگیرم. بدون شک کانون های تروریستی وجود دارند که در پی فعال شدن در مصر هستند؛ اما اگر بخواهیم راجع به کنترل کامل صحبت کنیم، به نظر من این کاری غیر ممکن خواهد بود؛ زیرا مصری ها وطنشان را دوست دارند و هرگز آن را نخواهند فروخت یا به تروریست ها واگذار نخواهند کرد، حتی اگر از گرسنگی و فقر رنج بکشند. اگر به چنین چیزی فکر می کردند، متوجه می شدند که مردم مصر با قدرت در برابر آن ها خواهند ایستاد. اگر تروریست ها به دنبال کنترل مصر بودند، ابتدا به ایجاد دعواهای سیاسی و در پی آن نزاع فرقه ای میان قبطیان و مسلمانان از یک سو، و میان فاطمیون و سنی ها از سوی دیگر فکر می کردند. همچنین دست به چپاول ثروت مملکت می زدند و بذر اختلاف را میان این کشور و دیگر کشورها می پاشیدند. قتل های گسترده به وجود خواهد آمد و آن ها کنترل ذهن افزاد نادانی که توسط القاعده استخدام شده اند را در دست خواهند گرفت و مشکلات فراوانی به وجود خواهد آمد. از خدا می خواهیم تا از ما محافظ فرماید!
در مصر چه اتفاقی افتاده است؟ چیزهایی هستند که بعد از وقوع شرایط و اوضاع سخت و دردناک، سوء ظن، تشویش و وحشت را بر می انگیزند. از مردم مصر انتظار می رود که آرامش خود را حفظ کنند و آشوب و فتنه به پا نکنند. نیروهای امنیتی باید اوضاع را بیشتر کنترل نمایند و به خاطر جنگ داخلی یا دامن زدن به اوضاع، بیش از آن چه که اکنون به خاطر کسانی که متحد شدند و انقلاب مصر را بر پا کردند در جریان است، چیز مضحکی نباید اتفاق بیافتد. امروز چه اتفاقی دارد می افتد؟ چرا آشوب، خشونت، جنایتکاری و پاشیدن بذر تنفر و تفرقه و همچنین جنگ داخلی میان فرزندان مصر در جریان است؟ چه کسی از تمام این جریانات نفع می برد؟ چرا فرزندان مصر در دوران انقلاب در کنار هم ایستادند، اما امروز دارند همدیگر را نابود می کنند؟ مقامات ذیصلاح و نیروهای امنیتی باید آرامش، امنیت و ثبات را در مصر برقرار سازند و وزارت کشور باید برای آرام نمودن اوضاع و گرفتار شرایط دشوار نشدن، مانند آن چه در عراق، سوریه، یمن، الجزیره و لیبی رخ داده، هر کاری که لازم است انجام دهد.
هر کس دهه 1990 را به یاد آورد، می تواند یکی از مهمترین دوران تاریخ مصر را به خاطر آورد که در آن دوره، مردم مصر از وجود گروه های مسلح تروریستی در رنج و عذاب بودند و خشک و تر در آتش جنایت های این گروه ها می سوخت. شمار زیادی از مردم بیگناه در جریان اقدامات وحشیانه این گروه ها جان خود را از دست دادند و شهید شدند. شاید آشفتگی امور در مصر، برخی افراد را بر آن می دارد تا نسبت به تسلط برخی گروه های حاکم در مصر بر جریان امور هوشیار باشند؛ چرا که در دهه های گذشته جنبش اسلامی در این کشور با برخی اقدامات خرابکارانه در ارتباط بوده است و همچنان اعتقاد بر این بود که گروه های یاد شده تحریم شوند؛ زیرا آن ها از اقدامات خرابکارانه حمایت می کنند. علیرغم تفاوت دیدگاه ها درباره آینده جنبش اسلامی در مصر و ماهیت حکومت آینده این کشور، اکثر افراد نسبت به موضوع نقش برخی از گروه های یاد شده در حکومت مصر بدبین بودند. این حقیقت که جنبش اسلامی در گذشته همواره با برخی علامت های سئوال همراه بوده است، لزوما بدین معنی نیست که ممکن است هیچ تغییری رخ ندهد. اگر ما ناهنجاری ها را به همراه حکومت و برخی گروه های حاکم بر مصر در نظر بگیریم، هیچ تردیدی نیست که مصیبتی شبیه آن چه در دهه 1990 در کشور مصر رخ داد، برای مدت طولانی گریبانگیر این کشور شود. این امر می تواند کشور را به دامان جنگ داخلی و تنش های فرقه ای بکشاند که علاوه بر پیامدهای اقتصادی موجب نابودی کشور و تجزبۀ آن خواهد شد؛ زیرا در این میان قربانیان تنها افراد هستند و کل کشور قربانی می شوند.
مصر کشوری است که همگان به آن نگاه متفاوتی دارند، بنابر این مصریان هرگز نباید بر خلاف این انتظار عمل کنند. مصری ها باید آرامش را حفظ کنند و به شیوه ای مسالمت آمیز حقوق خود را مطالبه نمایند. خونریزی و همچنین قتل، نفرت، خشونت و دشمنی میان تمامی مصریان باید متوقف گردد؛ حتی اگر آن ها دارای ادیان یا اعتقادات مختلف باشند. شما همه شهروندان یک کشور هستید، بنابر این مقامات مربوطه باید سخت تر کار کنند و تلاش نمایند تا امنیت و ثبات و صلح در مصر برقرار گردد تا بدین ترتیب بتوان به این شرایط به شیوه ای مسالمت آمیز و بدون بروز خسارت و هرج و مرج پایان داد. مصری ها در رویای پایان دادن به این همه درد و رنج بودند. آن ها امیدوار بودند که همه چیز به شیوه ای درست خاتمه یابد، نه این که به چنین فجایعی منجر شود؛ فجایعی مانند ریختن خون های زیاد، آن هم بنا به دلایلی بی اهمیت و غیر منطقی. وقتی مردم برادران خود را می کشند، این مسئله در آن واحد هم غم انگیز است و هم تاسف بار. چطور می شود مردم مرتکب چنین اعمالی در برابر یکدیگر شوند؛ آن هم پس از این همه ظلم و جوری که از جانب آن ستمگر و دیکتاتور بر ایشان رفته است؛ حالا آن ها دارند به یکدیگر ظلم و ستم می کنند! ما امیدواریم که انشاالله وضعیت ثبات یابد و اوضاع آرام و ختم به خیر شود.
یک سال پس از سرنگونی رژیم مبارک در مصر، احتمال به دست گرفتن کنترل برخی از مناطق کشور توسط گروه های تروریستی تا حد زیادی افزایش یافته است. خلاء قدرت پس از سقوط دولت خودکامه و همچنین گرایش سریع به سمت افکار افراطی اسلامی، موقعیتی را به وجود آورده است که در آن گروه های تروریستی اسلامی، فرصتی برای اجرای دستور کار خود به دست آورده اند. وضعیت ناپایدار مدنی، تمرکز اصلی نیروهای امنیتی مصر است. این در حالی است که در عین حال افکار افراطی اسلامی در حال کسب محبوبیت در میان مردم می باشد. شناسایی و مقابله با تهدید گروه های افراطی رفته رفته به طور فزاینده ای برای نیروهای امنیتی دشوار می گردد.
خوب، چنین سناریویی به نبرد آخرالزمان برای مصر نزدیک خواهد بود،؛ زیرا تحت کنترل درآوردن بعضی از بخش های مصر توسط تروریست ها به شدت برای کشور حائز اهمیت می باشد. شاید تروریست ها تلاش کنند روایت «نفرت انگیز و نادرست» خود از اسلام را در مناطقی که تحت کنترل دارند بر مردم تحمیل کنند و به این ترتیب زندگی آن ها را به مصیبتی تبدیل کنند به نحوی که به طور کامل تحت تسلط ترویست ها باشند و نتوانند به عنوان یک فرد، آزادی بیان و عمل داشته باشند. تروریست ها ممکن است از طریق تهدید به کشتن کسانی که در منطقه تحت کنترل آن ها هستند در صورت برآورده نشدن درخواست های خود در محدوده زمانی ارائه شده، از دولت مرکزی باج خواهی کنند. این مورد و بسیاری چیزهای دیگر می تواند در آن مناطق رخ دهد در حالی که عده ای بر اساس «شریعت مورد ادعای تروریست ها» اعدام می شوند؛ شریعتی که طرفداری از آن منطق و مفهومی ندارد. این ها، «سناریوهای هولناکی» هستند که ممکن است با چنین رویدادی آغاز شوند و نیروهای امنیتی مصر باید همه تلاش خود را به عمل آورند تا این اطمینان را ایجاد کنند که در بهترین حالت، این وضعیت، «یک سناریوی فرضی» باقی خواهد ماند!
این گروه به همپیمانان محلی خود مانند الشباب سومالی و انصار الشریعه یمن که نمی دانند کشتن غیرنظامیان...
به بحث بپیوندید
#comment#